تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
حركت را از مسائل حكمت طبيعى دانسته‌اند ، اين موضوع را از مسائل فلسفهء اولى و امور عامه دانسته‌اند ، هرچند ملا هادى سبزوارى حركت جوهرى را پذيرفته است . مشائيان جسم را به ساكن و متحرك تقسيم مىكردند ، لذا بحث حركت در طبيعيات قرار مىگيرد . مشائيان ، اول وجود را به دو قسم مجرد و ماده و سپس ماده و جسم را به ساكن و متحرك به حركت عرضى ، نه جوهرى ، تقسيم مىكنند ، ولى ملاصدرا چون حركت جوهرى را پذيرفت و ثابت كرد كه ماده ؛ يعنى حركت و زمان و سكون هم نسبى است ، وجود را به ثبات و مجرد و حركت و جسم تنويع كرد . به بيان ديگر : چون حركت ، عبارت از « تغير تدريجى » است و آن بيانگر اين است كه وجود يك شىء ، يك وجود ممتد و كش‌دار است ؛ بدين جهت موجود از جهت موجود يا امتداد زمانى ندارد كه آن موجود ثابت و مجرد است و يا امتداد زمانى دارد كه آن موجود متحرك ؛ يعنى ماده و جسم و طبيعت است ؛ لذا حركت از احكام مطلق وجود است ، به اين ترتيب ثبات و حركت از تقسيمات عام و كلى وجود و در شمار مسائل فلسفى است .

حركت دفعى چيست ؟

تحقق حركت دفعى و آنى كه همان كون و فساد و از قبيل ترك مبدأ و وصول به مقصد است ، داراى حركت ، آن هم با نهايت سرعت ، است ، زيرا هم موضوع پذيراى حركت دارد و هم داراى قابليت قبلى است . علامه طباطبائى در اين زمينه مىفرمايد : تغير دفعى ، به‌سبب اين‌كه به موضوع كه قبول تغيّر كند و به قوه و استعداد قبلى و سابق بر حدوث تغير احتياج دارد ، تنها به حركت نيازمند است ، زيرا دانستى كه خروج از قوه به فعل ، هرگونه تصور شود ، تمام نيست مگر به‌وسيلهء حركت .