فقط ، بل يتفاوت شدة و ضعفا و قربا و بعدا و القريب استعداد و البعيد قوة « 1 » ؛ و امكان استعدادى ، صفت وجودى است ، نه اينكه تنها مجرد اعتبار عقلى است ، بلكه از لحاظ شدت و ضعف و قرب و بعد تفاوت پيدا مىكند ، درحالىكه قريب ، استعداد و بعيد ، قوه است » .
بديهى است كه وجود امكان استعدادى ، عرض و از مقولهء اضافه است كه در عين حال ، ملاصدرا بر آن اقامهء دليل كرده است كه علامه طباطبائى ، محصل آنرا اينچنين بيان كرده است : امكان استعدادى ، هيئتى در موضوع است كه موضوع را به ممكن ( مستعدله ) ربط مىدهد - مانند استعدادى كه در كودك هست و او را به جوان ربط مىدهد - كه هرگاه عقل آن هيئت را ملاحظه كند ، آن نسبت متكررهء قائم به دو طرف موضوع ( كودك ) و ممكن ( جوان ) را مىيابد ؛ پس آنچه قوام به موضوع دارد امكان اين است كه وجود بالفعل بشود و آنچه به ممكن ؛ يعنى فعليت و مستعد له قوام دارد ، اين است كه امكان استعدادى آن ، قبلا در موضوع بود « 2 » .
پس امكان از مقولهء اضافه ، آن هم اضافه حقيقى ؛ يعنى نفس نسبت متكرره ، نه اضافهء مشهورى است كه منظور دو طرف نسبت باشد ؛ بنابراين ، بايد واقعيت امكان همان اضافه و مضاف حقيقى و وصفى باشد كه از نسبت دادن استعداد به مستعد له ( فعليت ) حاصل مىشود ، نه اينكه امكان همان نفس استعداد باشد كه مضاف مشهورى و كيف است ، لذا ناميدن امكان كه هيئت استعدادى و قائم به موضوع است ، به وجود بالقوه براى موجود مادى ، در مقابل وجود بالفعل ، مجازى است .
اثبات مادهء اولى و خواص آن
وقتى ثابت شد امكان استعدادى ، عرض است ، موضوع مىخواهد و موضوع بايد
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 253 - 254 .
( 2 ) . همان ، ص 51 .