تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
حادث شده است و به امكان و مادهء ديگرى نياز دارد و همين‌طور . . . كه اين تسلسل و محال است ) و نظير ( آن ) اشكال درمورد اين است كه براى ماده حدوث زمانى فرض شود .

ماده حادث ذاتى است

پس خود ماده ، حادث ذاتى است ، نه حادث زمانى و به‌قول ابن سينا هيولا و جسم ، امر ابداعى و غيرمسبوق به ماده و مدت است و متناهى است : « الهيولى مبدعة و هى متناهية « 1 » » و الا نياز به امكان حدوث است و اين امكان هم‌چون صفت است ، به موصوف و ماده نياز دارد و اين ماده هم حادث است ، پس به امكان و ماده ديگر نياز دارد و هكذا . . . .

هرحادث زمانى ماده‌اى دارد و مادهء حوادث ، يكى است

و قد تبيّن بما مرّ أيضا أوّلا : . . . الزمانيّة واحدة مشتركة بينها . و به‌سبب آنچه گذشت ، ( امور ديگرى ) نيز روشن شد كه عبارتند از : اولا : هر حادث زمانى ، ماده‌اى دارد كه آن ماده استعداد آن ( حادث ) را حمل مىكند . ثانيا : مادهء حوادث زمانى ، واحد و مشترك در ميان آن‌هاست .

نسبت ماده به قوه مثل نسبت جسم طبيعى به جسم تعليمى است

و ثالثا : أنّ النسبة بين المادّة . . . المبهمة فى الجسم الطبيعىّ . ثالثا : بدون شك نسبت ميان ماده و استعداد شىء كه ماده ، آن ( استعداد ) را حمل مىكند ، مثل نسبت جسم طبيعى ( و بىشكل ) و جسم تعليمى ( و داراى شكل رياضى مثل كره يا مكعب مستطيل ) است . پس استعداد خاص ، استعداد مادهء مبهم را معين و
هامش
( 1 ) . ابن سينا ، التعليقات ، ص 39 .