تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨

چرا واجب است ماده ، مانع از فعليت استعدادش نشود

و يجب أن تكون المادّة غير آبية . . . كانت تحمل إمكانها . و واجب است كه ماده از فعليتى كه امكان ، آن‌را حمل مىكند ابا و امتناع نداشته باشد ، پس در ذات آن ( ماده ) ، استعداد فعليتى كه در آن ( ماده ) امكانش هست ، وجود دارد ، زيرا اگر ماده ، ذاتا فعليت بود ، از قبول فعليت ديگر ابا مىكرد ، بلكه آن ماده ، جوهرى است كه فعليت وجودش ، اين است كه قوه و استعداد اشياست و چون ماده ، جوهر بالقوه مىباشد كه متكى به فعليت ديگرى است ، وقتى فعليت ( ماده‌اى ) كه در آن ( ماده ) استعدادش وجود دارد ، حادث شود ، فعليت اولى ، باطل مىشود و فعليت جديد به‌جاى آن قوام پيدا مىكند ، مانند آب كه وقتى هوا و بخار شد ، صورت آبى كه به‌منزلهء ماده براى صورت و فعليت بخارى است ، باطل مىگردد و صورت هوايى جاىگزين آن مىگردد . به اين ترتيب مادهء ( آب ) كه امكان ( بخار شدن خود ) را تحمل مىكرد ، به آن ( صورت بخارى ) قوام مىيابد ( و درمىآيد ) .

مادهء فعليت جديد و فعليت سابق ، يكى است

و مادّة الفعليّة الجديدة . . . لو فرض للمادّة حدوث زمانى . و مادهء فعليت جديد و فعليت سابق زايل ، يكى است و گرنه بايد ماده به‌سبب حدوث فعليت ، حادث مىشد كه مستلزم امكان آن ماده و مادهء حامل آن امكان ماده است و همين‌طور . . . پس براى يك حادثه ، مواد و امكانات بىنهايت وجود دارد كه محال است . ( اگر هم‌زمان با حدوث فعليتى ، ماده هم حادث شود ، علاوه بر امكان حدوث صورت ، بايد امكان حدوث ماده هم تحقق داشته باشد و اين امكان هم به مادهء حامل آن نياز دارد و آن ماده هم به‌سبب حدوث فعليت ديگرى ،