تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
تخيل و . . . اطلاق مىگردد و همين قوهء اخيرى ، وقتى با علم و مشيت قرين گشت قدرت ناميده مىشود . « 1 »

موضع بحث قوه و فعل در فلسفهء مشايى و صدرايى و غرب

قبل از ملاصدرا ، فلاسفه وجود را به دو قسم ماده و مجرد تقسيم مىكردند و جسم را هم به ساكن و متحرك ، آن هم متحرك به حركت عرضى ، نه جوهرى ؛ لذا موطن بحث در طبيعيات فلسفه ، در قسمت بحث‌هاى مربوط به جسم قرار مىگرفت و جاى تعجب اين‌جاست كه ملا هادى سبزوارى با اين‌كه حركت را از معقولات ثانيه فلسفى مىداند ، آن‌را در بحث طبيعيات خود آورده است ، ولى ملاصدرا موجود را به ثابت و متحرك تقسيم كرد ، چرا كه متحرك و حركت و زمان در آغوش هم‌اند و جلوه‌هاى مختلف جسم مىباشند . به اين ترتيب ، آن بحث در امور عامهء فلسفه قرار مىگيرد ، نه در طبيعيات ، چنان‌كه بحث علم را نيز مشائيان دربارهء قواى نفس ، در طبيعيات قرار دادند ، چون آن‌را كيف نفسانى تلقى مىكردند ، نه يك نوع وجود خاصى و عجب اين است كه ملا هادى اين بحث را نيز در طبيعيات قرار دادند ، درحالىكه علم از مقولات عشر ، خارج و در حوزهء وجود و امور عامه قرار مىگيرد . فلاسفه حسى غرب نيز توان اين‌گونه بحث‌ها ، يعنى قوه و فعل را ندارند ، تا چه رسد به اين‌كه بحث مستقلى دربارهء آن داشته باشند ، زيرا آن‌ها ابزار شناخت را تنها حس و تجربه مىدانند و با علم تجربى نمىتوان حركت عرضى يا جوهرى يا زمان و . . . را از لحاظ ماهيت يا وجود آن‌ها ، اثبات و يا رد كرد ؛ به همين دليل ، ملاصدرا فرموده است كه حركت ، امرى محسوس و معقول است . به اين ترتيب ماترياليست‌هاى ديالكتيكى كه اين مباحث را علمى
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله نهم ، خاتمه .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 455 | رحمت الله شريفي نجف آبادى