تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
عدم است و ( لذا آن ) دو معنا ، از اعراض ذاتى مطلق وجود است . پس بدون شك موجود از جهت اين‌كه موجود است ؛ يعنى خود هستى ، يا مسبوق به عدم است يا مسبوق به عدم نيست و دراين صورت بحث از حدوث و قدم ، در فلسفه است .

تعريف حدوث و قدم زمانى

فمن الحدوث : الحدوث الزمانىّ . . . حيث انتفى ، هذا خلف . پس از جمله اقسام حدوث ، حدوث زمانى است و آن مسبوقيت وجود شىء به عدم ( آن شىء در ) زمانى است ، مانند مسبوقيت امروز به عدم ( آن ) در ديروز و مقابل آن حدوث ، قدم زمانى است و آن عدم مسبوقيت شىء به عدم زمانى است ، مانند مطلق زمان كه زمان و زمانى ( زمانى مثل متحرك و يا جسم ) بر آن ، تقدم و سبقت ندارد و الا زمان از جهت اين‌كه منتفى است ، اثبات شده است . ( و اين خلاف فرض است ، زيرا وقتى كل زمان را درنظر گرفتيم ، ديگر زمانى قبل از آن ، معنا ندارد و الا كل زمان ، كل زمان نبوده است ؛ پس علاوه بر خلف ، تناقض هم لازم دارد . به اين ترتيب كل زمان ، حادث زمانى و حتى قديم زمانى هم نيست . علامه طباطبائى در نهاية الحكمه فرموده است : مطلق زمان نه حادث زمانى است ، نه قديم زمانى ) .

تعريف حدوث ذاتى

و من الحدوث : الحدوث . . . ماهيّتها و حدّ ذاتها إلّا العدم . و از جملهء حدوث‌ها ، حدوث ذاتى است كه آن مسبوقيت وجود شىء به عدم در ذاتش است ، مانند تمام موجودات ممكن كه براى آن‌ها ، وجود ، توسط علت خارج از ذات آن‌ها تحقق دارد ، درحالىكه در ماهيت و حد ذات آن موجودات ، جز عدم چيزى نيست .