معروف و مذكور در كتابهاى منطق است كه صدر المتألهين رضى اللّه عنه ، به آنها ، وحدت حمل را اضافه كرده است ؛ به اين نحو كه بهطور كلى و بدون اختلاف ، حمل در آندو ( متناقض ؛ يعنى در دو قضيه موجبه و سالبه ) يا حمل اولى باشد يا حمل شايع صناعى ( تا تناقض صورت پذيرد ، كه در اين صورت چون حمل يكى است ، تناقض وجود دارد .
پس اگر دو قضيه بهصورت حمل اولى باشد و يكى موجبه و ديگرى سالبه يا هردو حمل شايع صناعى باشد و يكى موجبه و ديگرى سالبه - البته در همه موارد با وجود و تحقق وحدات هشتگانه است - تناقض وجود دارد ؛ روى اين حساب وحدات تناقض نه قسم مىشوند : وحدت حمل ، موضوع ، محمول ، مكان ، شرط ، اضافه يا نسبت ، جزء و كل ، قوه و فعل و زمان . سرانجام علامه مىفرمايد :
اگر وحدت حمل نباشد ، تناقض وجود ندارد مثل ) ميان گفتار ما : « جزئى جزئى است » ؛ يعنى مفهوما و گفتار ما : « جزئى جزئى نيست » ؛ يعنى مصداقا ، تناقضى وجود ندارد .
بحثى در تناقض
در اين مورد به چند نكته بايد اشاره كرد : 1 . صدر المتألهين طرفدار اين است كه تناقض بالاصاله در تصورات است ، ولى علامه طباطبائى براين باور است كه تناقض حقيقتا در قضاياست و اگر در مفردات و تصورات باشد ، به قضيه برمىگردد ، مثل وجود زيد و عدم او كه بازمىگردد به : « زيد موجود است » و « زيد موجود نيست » .
( و من هنا يظهر أن النظر الفلسفى يودّى الى اختصاص تقابل التناقض بما بين القضايا . . . اما أن يصدق الايجاب و اما أن يصدق السلب « 1 » ) .
و خواجه طوسى فرموده است : متقابلان به سلب و ايجاب ، دو نوع بود : مفرد ،
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 106 ، پاورقى علامه .