تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
از دو امر وجودى كه بر موضوع واحدى وارد شوند ، كه داخل تحت يك جنس قريب هستند كه ميان آن‌ها غايت اختلاف باشد . ( مثل سفيدى و سياهى كه دو نوعى هستند كه بين آن‌دو نهايت بعد و خلاف وجود دارد و آن‌دو ، تحت جنس قريبشان كه همان لون و رنگ است قرار دارند ) .

تعاريف تضاد

يكى از معانى تضاد ، در نظر قدما ، اين است كه دو امر متضاد ، دو امر وجودى و غير متضايف هستند كه در محل واحد و زمان واحد و از يك جهت جمع نشوند ، لذا در جواهر هم تضاد وجود دارد . « 1 » ( مثل تضاد بين اسب و آهو كه اجتماعشان محال است ولى ارتفاعشان ممكن است ، - مظفر آن‌دو را در معانى متخالف قرار مىدهد « 2 » و بعضى ديگر آن‌دو را تضاد عرفى مىنامند « 3 » - و نيز ممكن است يك شىء بيش‌از يك ضد داشته باشد ) . باتوجه به شرايطى كه مشائين براى تضاد ذكر كرده‌اند ، ميان انواع جوهرى ، هرگز دو نوع يافت نمىشود كه در دو طرف كاملا متباعد قرار گيرند و قيد اندراج در جنس قريب براى آن است كه مثل سياهى تنها با جنس خود متحد گردد ؛ بنابراين ، ضد آن ، در آن جنس وارد نمىشود و اين خاصيت عدم جدايى ، درمورد هرعرضى با هر موضوعى نيست ، بلكه معروض بايد جنس باشد و عارض ، فصل تا جدايى و انفكاك ، صورت نپذيرد « 4 » و تضاد ، تحقق يابد . تعريف ديگر تضاد ، همان تعريفى است كه مشائين ارائه داده‌اند كه در آخر متن بداية الحكمه آمده است كه اكنون بيان شد .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 7 ، فصل 9 ، ص 151 . ( 2 ) . المنطق ، الترادف و التباين ، ص 48 . ( 3 ) . محمد مهدى المؤمن ، شرح بداية الحكمه ، ج 2 ، ص 8 ، پاورقى . ( 4 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 112 ، پاورقى علامه .