كه محال است . به عبارت ديگر ، لازمهاش اين است كه نسبت متكرر برقرار نباشد و اين خلف است .
اشكال و پاسخ درمورد تضايف
در اينجا يك اشكالى رخ مىنمايد و آن اينكه مطلق تقابل از اقسام تضايف است ، زيرا دو امر متقابل از جهت اينكه دو امر متقابلاند ، متضايف هستند و از طرف ديگر ، تضايف را از اقسام تقابل دانستن ، از قبيل قرار دادن شىء ، هم قسيم چيزى و هم قسم آن و هم قرار دادن شىء ، قسم قسم خود مىباشد ، به اين نحو :
تقابل
تضاد - تضايف - تناقض - ملكه و عدم آن
تضاد - تقابل - تناقض - ملكه و عدم آن
زيرا تضاد كه قسيم تضايف است ، يك قسم تضايف هم مىباشد ؛ يعنى تضاد هم ، قسيم تضايف است و هم قسم آن ؛ علاوهبر اينكه شىء ، قسم قسم خود گرديده است ، چرا كه تقابل يك قسم از تضايفى است كه تضايف هم يك قسم از تقابل است ، پس تقابل قسم قسم تقابل است ، لذا تقابل ، قسم تقابل است ، چرا كه قسم قسم چيزى ، قسم آن است ، درحالىكه تقابل فقط تقابل است ، نه قسم خودش و الا قسم خود باز قسم خودش مىباشد و همينطور كه تسلسل لازم مىآيد . علاوه بر آنكه تناقض و خلف هم لازم مىآيد .
پاسخ اشكال اين است كه مفهوم تقابل ، از مصاديق تضايف است . بنابراين ، تقابل از اقسام تضايف است و مصداق تضايف ، نه مفهوم آن ، از اقسام و افراد تقابل است ؛ يعنى آنجا كه تقابل ، قسمى از اقسام تضايف است ، مقصود تقابل به حمل اولى است ، پس تقابل قسمى ، از لحاظ مفهوم و به حمل اولى ، همان تقابل است و تقابل مقسمى ،