يا چنين نيست ( كه موضوع قابلى براى هردو باشد ) مانند نفى و اثبات كه آندو را ، متناقض مىنامند كه تقابلشان از نوع تقابل تناقض است كه ( اهل فن تقابل را ) اينگونه تقرير و بيان كردهاند . ( علامه طباطبائى در نهاية الحكمه بهگونهاى ديگر هم تقسيم كردهاند ، كه بيان خواهد شد ) .
مطلق ، تقابل بين دو طرف نسبت است
و من أحكام مطلق التقابل : أنّه يتحقّق . . . تتحقق بين طرفين .
و از احكام مطلق تقابل ؛ ( يعنى هرچهار قسم تقابل ) اين است كه ميان دو طرف متحقق باشد ، ( مثل سفيدى و سياهى كه هردو واقعيت دارند ) زيرا آن يك نوع نسبت ميان دو امر متقابل است و ( اساسا ) نسبت ، بين دو طرف ( موجود ) تحقق دارد .
( علامه در پاورقى بداية الحكمه مىنويسد : مفهوم تقابل از آن جهت كه مفهوم تقابل است ، هرچند اعم از تضايف و غير آن است ، ولى از نظر مصداق آن ، مندرج و داخل در خصوص تضايف است ، به اين ترتيب ، تقابل به لحاظ مفهومى مقسم و به لحاظ مصداقى قسم است ) . « 1 »
اقسام غيريت
درمورد غيريت كه يك قسم آن تقابل است ، بايد به چند مطلب و نكته توجه كرد :
1 . بهطور كلى ، مقابل هو هويت و وحدت ، غيريت وجود دارد كه يا ذاتى است ، مثل غيريت در جنس ، مانند كم و كيف و غيريت در نوع ، مانند اسب و انسان و غيريت در فصل باز مانند اسب و انسان يا عرضى است ، مانند سفيدى و شيرينى در شكر . « 2 »
2 . منظور از محل واحد ، مطلق موضوع است ، هرچند فرضى باشد ، لذا
هامش
( 1 ) . محمد مهدى المؤمن ، شرح بداية الحكمه ، ص 95 .
( 2 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 100 .