تقسيم حمل شايع به هليّت بسيطه و هليّت مركبه
و ينقسم أيضا ، إلى « بسيط » . . . كقولنا : الانسان ضاحك .
و نيز حمل ( به اعتبار ديگرى ) به بسيط و مركب تقسيم مىشود و آنها را هليّة بسيطه و هليّة مركبه مىنامند . و هليهء بسيطه ، آن است كه محمول آن ، وجود موضوع ( و وجود مطلق ، بلكه مطلق وجود كه مفادش ثبوت شىء است ) باشد ، مانند گفتار ما :
انسان موجود است .
و هليهء مركبه ، آن است كه محمول آن ، اثر و جلوهاى از آثار و جلوات وجود موضوع ( كه زايد بر اصل وجود موضوع است . « 1 » و وجود مقيد و خاص كه مفاد آن ثبوت شىء لشىء است ) باشد ، مانند گفتار ما : انسان خندان است .
اشكالى طبق قاعدهء فرعيه
و بذلك يندفع ما استشكل . . . الفرعيّة ، و هلّم جرا ، فيتسلسل .
و بهوسيلهء آن ( تقسيم بسيط و مركب ) اشكالى كه بر قاعدهء فرعيه وارد شده است ، دفع مىگردد - و قاعدهء فرعيه ، ثبوت چيزى براى چيزى ، فرع ثبوت آنچيز ( و موصوف ) است ، نه ثابت و صفت ؛ « ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له لا الثابت » - .
( و آن اشكال اين است كه ) ثبوت وجود براى انسان ؛ مثلا در گفتار ما : « انسان موجود است » ، فرع و بعد از ثبوت انسان و قبل از ثبوت وجود ( كنونى ) براى انسان است ؛ پس براى انسان ، قبل از ثبوت وجود براى او ، وجود تحقق دارد و در همان ، ( باز ) قاعدهء فرعيه جارى مىشود ، ( لذا بايد قبل از آن ثبوت ، هم ثبوت داشته باشد ، تا وجود بهعنوان يك صفت حمل آن شود ) و همينطور . . . كه منجر به تسلسل مىشود .
هامش
( 1 ) . محمد مهدى المؤمن ، شرح بداية الحكمه ، الجز الثانى ، 1380 ، ص 90 ، پاورقى .