چند نكته درمورد حمل
وقتى فى المثل مىگوييم : عاج سفيد است ، اختلاف عاج و سفيد در وجود فى نفسه و معناى مستقل ماهوى هريك از آنهاست ، كه باعث مىشود عاج مفهوما غير از سفيد باشد و بالعكس و اتحاد درمورد وجود لنفسه و جوهرى عاج و وجود لغيره ( و ناعتى ) سفيد است ؛ يعنى آنها در وجود متحدند ، لذا سفيد دو خاصيت دارد : يكى اينكه ، اثبات سفيدى براى خودش مىكند كه اين ، همان وجود فى نفسهء آن است و ديگر ، اثبات سفيدى براى عاج .
خلاصه اينكه تعريف حمل شايع صناعى به اينكه موضوع و محمول از نظر وجود متحد و از نظر مفهوم مختلفاند ، مسامحه است ؛ بنابراين ، بايد گفت : اختلاف بهحسب وجود فى نفسه و اتحاد بهحسب وجود لنفسه ، موضوع و وجود لغيره ، محمول است و به همين جهت در عقد الوضع اشاره به ذات موضوع است و در عقد الحمل ، چيزى جز وصف توصيفگر ذات موضوع ، توسط محمول مراد نيست ، مانند هرنويسندهاى در موقع نوشتن دستش حركت مىكند كه نويسنده اشاره به ذات نويسنده دارد ، ولى حركت وصف آن ذات است .
علامه طباطبائى مىفرمايد : به اين جهت حمل شايع ناميده شده است كه در محاورات و گفتوگوها شيوع دارد و از اينجهت صناعى ناميده شده است كه معروف و مورد استعمال در صنايع و علوم ( تجربى ) است .
ملاصدرا ، در اين خصوص مىفرمايد : نحوهء قيام و تعلق چيزى به چيزى يا از نوع قيام شىء به خودش مىباشد كه اين همان حمل اولى است ، يا از نوع قيام شىء به علل وجودش مىباشد كه اين همان حمل حقيقه و رقيقه است و يا از نوع قيام عرض به معروضش است كه آن حمل شايع صناعى است « 1 » و يا بهنظر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 94 ، تعليقهء علامه .