راقم اين سطور ، از نوع قيام ابهام و تحصيل و اجمال و تفصيل مىباشد ، چنانكه بيان شد .
ملاك قضيه بودن قضيه
از مجموع مطالب فهميده مىشود كه در هرقضيهاى بايد هم جهت اتحاد در وجود لنفسه موضوع و در وجود لغيره محمول باشد و الا حملى صورت نمىپذيرد و همجهت اختلاف در وجود فى نفسه در هردو موضوع و محمول باشد و گرنه دوچيز تحقق ندارد و حمل صورت نمىپذيرد ؛ يعنى چيزى براى ما از حمل حاصل نمىشود . ضمن اينكه بايد بدانيم اتحاد دو ماهيت در وجود ، از هرجهت هم محال است و الا مستلزم اتحاد مثلين مىشود كه محال است . « 1 » بنابراين ، اتحاد دو ماهيت در برخى از جهات وجودى است .
لذا علما كوشيدهاند اين دو مسئلهء اختلاف و اتحاد را رعايت كنند كه اگر ميان موضوع و محمول قضيهاى اتحاد مفهومى وجود داشته باشد ، لازم است اختلاف اعتبارى حتما در نظر گرفته شود ، حتى در آنجا كه اين نوع اختلاف هم ميسر نيست ، مثل در « انسان ، انسان است » كه احتمال داده مىشود كه كسى بدوا فكر كند چيزى از خودش سلب مىشود . بنابراين ، براى دفع توهم وى و بهويژه ماترياليستهاى ديالكتيكى كه هيچ ثباتى را باور ندارند ، قضيه مذكور را مىآوريم ، هرچند از نظر حركت جوهرى ثابت شود كه جوهر اشيا در هرلحظه در تغيير است كه در بحث حركت جوهرى - ان شاء اللّه - بحث خواهد شد .
فصل چهارم : تقسيمات حمل شايع
حمل مواطات و اشتقاق
الفصل الرابع : تقسيمات للحمل . . . عدل ، اى ذو عدل او عادل .
فصل چهارم : در اقسام حمل شايع است . حمل شايع ( به اعتبارى ) تقسيم مىشود :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 93 .