تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

وجود به دو اعتبار نفسى و نسبى اعتبار مىشود

توضيح ذلك : أنّا كما نأخذ . . . الخارجيّة و أنّه عين ترتّب الآثار . توضيح ( مطلب با يك مثال ) اين‌كه ، بدون شك ما چنان‌كه يك دفعه وجود را از جهت خودش و اين‌كه در مقابل مطلق عدم است ، مىگيريم ( و ملاحظه مىكنيم ) ، پس وجود عين خارجيت و حيثيت ترتب آثار مىشود . ( خود وجود كه در مقابل عدم است ، متن خارج را تشكيل مىدهد و ذهن ، فى نفسه و بدون مقايسه با خارج هم عين واقعيت است و آثار آن مثل تصورات و قضايا و احكام و اذعان و . . . هم خارجى است ؛ زيرا فلاسفه گفته‌اند : « الحاصل لامر خارجى ايضا خارجىّ » . البته هرچيزى به حسب خودش ) . و يك دفعهء ديگر وجود را ( به‌گونهء ديگر ؛ يعنى با مقايسه ) فرض مىكنيم ؛ پس ( به طور كلى ) آن ( وجود ) را در حالى مىيابيم كه آثار بر آن ، ( به‌دليل اين‌كه خارجى است ) مترتب مىشود و در حال ديگر ، آن آثار بر وجود بار نمىشود ( چون وجود ذهنى است ) . اگر چه آثار ديگرى بر آن بار شود ( مثل اين‌كه ذهن ، غيرمادى است و معقولات ثانى و مفاهيم كلى و مثل صرف الاشياء و . . . را داراست و درك مىكند ؛ يعنى اگر چه مفاهيم در ذهن آثار خارجى ، مخصوصا مادى و طبيعى ، مثل اين‌كه اجسام فضا را اشغال مىكنند و قابل انقسام و . . . هستند ، را ندارد ، ولى آثار ذهنى از جمله تجرد و عموميت و ثبات و اجتماع تناقض و تضاد و . . . را دارد ) . به اين ترتيب ، وجود مقيس و ذهنى را ، وجود ذهنى كه آثار ( خارجى ) بر آن بار نمىشود و وجود مقيس عليه ( خارج ) را ، وجود خارجى به‌حساب مىآوريم و آن ( عدم ترتب آثار ) با گفتار ما كه مىگوييم : « بدون شك وجود مساوق و همراه عينيت و خارجى است و اين‌كه عين ترتب آثار است » منافات ندارد ؛ ( چرا كه دو اعتبار در نظر