تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
كه هرموجودى از جهت اين‌كه موجود است واحد است . « 1 » البته ملاصدرا و به تبع او آقاى دكتر مهدى حائرى « 2 » از آن شكل سوم ، نتيجه كلى گرفته‌اند كه صحيح نيست . تذكر اين مطلب لازم است كه دو قضيهء مذكور كه در ظاهر متناقض به‌نظر مىآيند ، درواقع متناقض نيستند ؛ چه آن‌ها دو قضيه با دو موضوع متفاوت هستند ، زيرا موضوع در قضيه موجبه ، مراتب وجود و موضوع در قضيه سالبه ، مطلق وجود است ؛ حتى مىشود گفت : وحدت محمول هم ندارند ، چرا كه واحد ، در قضيه سالبه ، مقايسه‌اى و واحد ، در قضيه موجبه ، غيرمقايسه‌اى است ) .

رفع اشكال ، به اين است كه واحد دو اعتبار دارد

قلت : للواحد اعتباران : . . . من حيث يقابل الكثير ، فيباينه . در جواب مىگوييم : براى واحد ، دو اعتبار و ملاحظه وجود دارد : يك اعتبار در خود واحد ، بدون مقايسه كثير با آن ( واحد ) است ؛ پس واحد ، شامل كثير ( هم ) مىشود ، لذا قطعا كثير از جهت اين‌كه موجود است ، واحد و داراى وجود واحد است . بنابراين ، عدد ( مثل يك و چند - در اين‌جا علامه ، يك را هم عدد به‌حساب آورده است كه صحيح نيست - ) ، عارض كثير مىشود . به اين ترتيب ، براى مثال گفته مىشود : يك ده قسم و چند ده قسم و يك كثرت و چند كثرت كه به‌ترتيب ده قسم و كثرت معروض يك و چند شده‌اند و يك اعتبار ( ديگر ) ، واحد از جهت اين‌كه مقابل كثير است ، دارد ، پس واحد مباين و مغاير كثير است . ( لذا تناقض مرتفع مىگردد ، چون وحدت محمول در دو قضيه حاكم نيست ) .
هامش
( 1 ) . شواهد الربوبيه ، ص 62 . ( 2 ) . مهدى حائرى ، علم كلى ، ص 72 .