ويژهاى با معلول خود ، حاصل و فراهم بشود و به همين جهت قرب و بعد و اوضاع و نسبتهاى ويژه ، در تأثير علل جسمانى دخالت دارند . ( اين دليل بيانگر محدوديت مكانى است ، لذا وضع و نسبتهاى خاص مربوط به مكان در علل جسمانى دخالت دارد . وضع ، داراى اصطلاحات گوناگونى است كه مهمترين آنها عبارتند از :
الف ) هيئتى كه از نسبت اجزاى يك شىء به يكديگر و نسبت مجموع آن اجزاء به خارج پديد مىآيد ؛
ب ) بودن شىء بهگونهاى كه بتوان به آن اشاره حسى كرد ؛
ج ) نسبت مجموع شىء به بيرون از خود كه مقصود در اينجا معناى سوم است كه مىتوان از آن به « نسبت مكانى خاص ميان فاعل و ماده منفعل » تعبير كرد ؛ « 1 » مثلا آتش هرچه به طرف ظرف آب نزديكتر باشد ، بيشتر آن را گرم مىكند و . . . ) .
هامش
( 1 ) . بداية الحكمه ، مرحله هفتم ، فصل هشتم ، به كوشش دكتر على شيروانى ، پاورقى .