تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
صرفا تخيلى است ( و آن تخيل با خلق و عادت توأم نيست ) ، سپس به آن ( تخيل ) شوق تعلق مىگيرد ، سپس قوهء عامله ، عضلات را به‌سوى آن فعل ( براى تحقق لذت تخيلى ) حركت مىدهد و در اين‌صورت ، فعل گزافى ( يا عبث ) ناميده مىشود . چنان‌كه كودك حركتى از حركات را تصور مىكند ، پس به آن مشتاق مىشود ، لذا آن‌را ( به‌وجود ) مىآورد و دراين‌صورت آن چيزىكه به‌سوى آن ، حركت منتهى مىشود ، مناسب تمام مبادى است ( آن چيزىكه حركت به‌سوى آن منتهى مىشود ، هرسه مبدأ را دارد و غايت مشتركى بين هرسهء آن‌ها وجود دارد ، با اين تفاوت كه مبدأ بعيد ، گاهى علم توأم با فكر است كه عمل ، حكيمانه است و گاهى علم ، توأم با تخيل است كه عمل ، عمل گزافى و بنابر گفتار ملا هادى سبزوارى عبث است ، زيرا در اين‌جا غايت مبدأ شوقى و غايت قوهء عامله ، يكى است كه همان « ما اليه الحركة » است ) .

فعل از روى عادت و قصد ضرورى

و ربما كان تخيّلا مع خلق . . . فكرىّ ، حتّى تكون له غايته . و گاهى مبدأ علمى ، تخيل توأم با خلق و عادتى است ، مانند بازى با ريش كه آن عادت ناميده مىشود ، ( مانند كسىكه در موقع فكركردن با ريش خود بازى مىكند و براى ذكر و ورد تسبيح مىگرداند ) و گاهى آن علم ، تخيل توأم با طبيعت است ، مانند تنفس ( كه انسان خيال نفس كشيدن را كه عمل طبيعى است در ذهن دارد و نسبت به هرنفسى اختيار دارد ، ولى چون هميشه نفس مىكشد ، ديگر درمورد آن فكر نمىكند ، بلكه عملش يك‌طرفه شده است ) يا تخيل ، همراه با عامل مزاجى است ، نظير حركات مريض ( كه چون مزاج بدن به‌هم خورده است ، مرض حاصل گرديده است ) كه اين‌دو ( تنفس و حركت مريض ) قصد ضرورى ناميده مىشوند . و در تمام اين افعال براى مبادى آن ( افعال ) غايت‌هاى ( ويژه‌اى ) وجود دارد و بدون شك مبادى اين افعال تطابق و هم‌آهنگى دارند در اين‌كه غايت