تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
ندارد و مانند بازى با ريش و مانند تنفس ( دليل اين‌كه تنفس اختيارى است ، اين است كه وقتى سر انسان زير آب است و نفس براى او ضرر دارد ، نفس نمىكشد ) . و مانند انتقال مريض در خواب از جانبى به جانب ديگر و مانند وقوف و باز ايستادن متحركى از غايت و هدف كه به‌طرف آن دارد حركت مىكند ، به‌سبب مانعى كه آن متحرك را از هدف بازدارد و غير آن ، از مثال‌ها و موارد ديگر .

هرفاعلى غايت دارد

و الحقّ : أنّ شيئا من هذه . . . فى الغاية ، و ربما لم يتطابق . و حق اين است كه هيچ‌يك از اين فاعل‌ها از غايت خالى نيستند . توضيح اين‌كه ، در افعال ارادى ، مبدأ نزديكى براى فعل وجود دارد كه همان قوهء عامله است كه در عضلات پراكنده شده است ( كه مبدأ حركاتى در بدن مىگردد ) و مبدأ متوسطى قبل از قوهء عامله وجود دارد و آن ، شوقى است كه اراده و اجماع را به‌دنبال مىآورد ( وقتى شوق مؤكد شد ، اراده كه همان عزم را جمع‌كردن و تصميم قطعى گرفتن است به وجود مىآيد ) و مبدأ بعيدى قبل از شوق وجود دارد كه آن ، همان علم ( فاعل نسبت به عمل خويش ) است و آن تصور فعل به‌صورت جزئى است . ( العاملة تحت الشوقية و الشوقية تحت المدركة ) . كه چه‌بسا با تصديق به اين‌كه انجام دادن فعل ، براى فاعل خير است مقارن بشود . ( بنابراين ، گاهى انسان عملى را كه انجام مىدهد ، مثل فلان بازى كه هرسه مبدأ ، در طول دخالت دارند : اول آن بازى را تصور و خير بودن آن مثلا لذت تخيلى را اذعان مىكند ، سپس شوق به انجام دادن آن پيدا مىكند ، بعد شوق كه مؤكد مىشود ، ميل و اجماع و تصميم به‌وجود مىآيد ، بعد قوهء عامله باعث عمل او مىشود و در نهايت ، فعل ، كه همان بازى است ، صورت مىگيرد كه در اين‌جا به هيچ‌وجه نمىتوان گفت :
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 373 | رحمت الله شريفي نجف آبادى