كار بىغايت رخ داده است ، چون فعل عمل حكيمانه نيست ، بلكه مبدأ علمى آن تخيل صرف و خالص است و غايت آن هم لذت تخيلى است ) .
و براى هريك از اين مبادى سهگانه ، غايتى ( در طول ) وجود دارد كه گاهى غايت ، تطابق با بيشتر از يكى از آن مبادى دارد ، ( مانند فلان بازى كه سه مبدأ علم جزئى ؛ يعنى علم تخيلى و شوق و ميل را دارد كه بيان شد ) و گاهى غايت ( با سه مبدأ ) مطابقت پيدا نمىكند . ( گاهى قوهء عامله كه فعلى را اقتضا مىكند ، مورد تصويب علم توأم با فكر نبوده است ، بلكه علم خيالى سبب آن شده است ؛ مثلا فردى تصور جزئى بازىكردن را در ذهن بهوجود مىآورد كه سبب لذت جزئى هم مىشود ، نه لذت عقلى و ربطى هم به قوهء عامله ندارد .
و زمانى هم تعقل مىكند و علم كلى پيدا مىكند و اذعان بدان برايش حاصل مىشود ، سپس شوق و شوق مؤكد برايش ايجاد مىشود و عمل مىكند كه شكى نيست كه بدان فعل حكيمانه گويند و درهرحال اصل غايت اثبات مىشود ، چه فعل حكيمانه باشد و چه فعل گزافى يا لعب و . . . باشد . به عبارت بهتر ، هريك از مبادى مذكور هدفى دارند و گاهى غايت مشتركى ميان دو يا هرسهء آنها وجود دارد و گاهى نيز هركدام غايت خاص خود را دارند كه در بحث تخيل همراه با عادت و يا طبيعت و يا مزاج مطرح است « 1 » ) .
فعل حكيمانه و فعل گزافى
فاذا كان المبدأ الأوّل - و هو . . . حينئذ غاية للمبادى كلّها .
پس وقتى مبدأ اول - كه همان علم است - فكرى است ( علم ناشى از استدلال و عاقبتانديشى است ) ، فعل ارادى ( هم ) غايت فكرى دارد و وقتى ( آن مبدأ ) تخيلى است و فكرى نيست ، پس ( در اينصورت چند شق دارد : ) گاهى ( آن مبدأ علمى )
هامش
( 1 ) . ر . ك : دكتر على شيروانى ، ترجمه و شرح بداية الحكمه ، ج 2 ، ص 326 .