مطلوب و مفصل و طلب نسبت داخلى و در ذات فاعل است . خلاصه اينكه ذات فاعل نسبتى به فعل ، از جهت صدور فعل از فاعل دارد كه آن ، نسبت صدورى است ( نسبة منه ) و نسبتى از جهت رجوع فعل به آن فاعل دارد كه آن نسبت بهسبب فعل است ( نسبة لاجله ) « 1 » .
فصل هشتم : اثبات غايت در بازى يا گزاف يا باطل يا حركات طبيعى و . . . غايت در افعال طبيعى
الفصل الثامن : فى اثبات الغاية . . . هى ما ينتهى إليه حركاتها .
فصل هشتم : در اثبات غايت براى امورى است كه بازى يا گزاف ( جزاف در عربى مثلة الجيم است ) يا باطل يا حركات طبيعى و غير آن مثل عادت ، بهحساب مىآيند .
چهبسا گمان مىشود كه فاعلهاى طبيعى در افعالشان غايت ندارند ، بهگمان اينكه غايت بايد معلوم و مراد فاعل باشد .
ولى ( در فصل قبل ) شناختى كه غايت ، اعم از آن است ( كه معلوم و مراد فاعل باشد و دانستى ) كه براى فاعلهاى طبيعى در كارهاىشان غايتى وجود دارد كه آن عبارت از چيزى است كه حركات آن فاعلها به آن ( چيز ) منتهى مىشود ، ( نه اينكه غايت در مورد آنها چيزى باشد كه متحركهاى طبيعى بهخاطر آن حركت كنند ، پس غايت در اينمورد بهمعناى « ما ينتهى اليه الحركه » است ، نه « ما لاجله الحركه » ) .
بعضى گمان مىكنند بازى كودكان و بازى با ريش و تنفس و . . . ، غايت ندارند
و ربما يظنّ : أنّ كثيرا من . . . ذلك ؛ إلى غير ذلك من الأمثلة .
و چه بسا گمان مىشود كه بسيارى از كارهاى اختيارى بدون غايت و هدف مىباشند ، مانند بازىهاى كودكان بهوسيلهء حركاتى كه در آنها غايتى وجود
هامش
( 1 ) . همان ، پاورقى علامه .