متكى به اراده است و اين همان اصل عليت است ؛ بهعلاوه بيان شد : « الوجوب بالاختيار لا ينافى الاختيار بل يحققه » ، پس افرادى مثل آية اللّه خوئى و علامه محمد تقى جعفرى كه جبر على و معلولى را در اختيار و اراده قبول ندارند « 1 » ، صحيح نيست . ثالثا :
حركات ، خلاف انتظار ما هستند ، نه خلاف اصل قانون حاكم بر حركات الكترونها .
4 . سخن متكلمانى كه مىگويند : ممكن در حدوث به علت نياز دارد ، نه در بقا ، صحيح نيست ، چون حقيقت قانون عليت و ضرورت ميان علت و معلول را كما هو حقهما درك نكردند .
5 . ماديون مثل دكتر ارانى كه معتقدند : علت همواره در زمان حدوث معلول ، معدوم است ، خلاف صريح عقل است .
6 . نظر افرادى مثل : گاليله و نيوتن كه به قانون جبر در حركت باور دارند ؛ يعنى اذعان دارند كه همهء اجسام هميشه همانگونه كه هستند ، هستند ، اگر ساكناند ، هميشه ساكن هستند و اگر متحركاند ، هميشه متحركاند ، مگر اينكه عوامل خارجى ، آنها را تغيير دهند و نظر مخالفان آنها مثل فلاسفه ، قابل جمع هستند ، زيرا قائلان به قانون مذكور ، نظر به علت و عامل خارجى دارند و فلاسفه كه آن قانون را رد مىكنند ، به عامل ذاتى و طبيعت جسم نظر دارند ؛ در عين حال ابو على سينا فرموده است : اگر جسمى بهطرف آسمان پرتاب شود و مانعى نداشته باشد ، تا فلك بالا مىرود : ( « لو لا مصادمة الهواء المخروق ، لوصل الحجر المرمىّ الى سطح الفلك » « 2 » ) .
فصل چهارم : قاعدهء ، الواحد و اثبات اصل سنخيت
الفصل الرابع : قاعدة « الواحد » . . . و هذا محال .
فصل چهارم : قاعدهء الواحد ( و اثبات اصل سنخيت ) است . از ( علت ) واحد ( به
هامش
( 1 ) . ربانى ، ايضاح الحكمه ، ج 2 ، ص 240 .
( 2 ) . مرتضى مطهرى ، شرح منظومه ، ج 2 ، ص 47 .