خاص نبات بهوجود مىآيد . خلاصه آنكه در تعريف علت حقيقى آوردهاند : « هى ما يتوقف عليها وجود المعلول بحيث ينعدم بانعدامها » و در تعريف علت معده گفتهاند :
« المعدّ هو ما يتوقف المعلول على عدمه بعد وجوده » ) .
فصل سوم : وجوب وجود معلول در موقع وجود علت تامه و وجوب وجود علت در هنگام وجود معلول
الفصل الثالث : فى وجوب . . . التامّة لا تنفك عن معلولها .
فصل سوم : در وجوب وجود معلول ، در موقع وجود علت تامه و وجوب وجود علت در زمان وجود معلول است . وقتى علت تامه موجود باشد ، وجود معلول آن ( علت تامه ) ، واجب است موجود باشد و الا ( اگر علت تامه موجود باشد و معلول واجب نباشد كه موجود باشد ؛ يعنى ) با وجود علت تامه ، جايز است كه ( معلول ) ، معدوم باشد كه لازمهاش آن است كه عدم وجود معلول ( كه اساسا ) بهدليل عدم وجود علت است ، بدون علت ( كه آن همان عدم علت است ) تحقق داشته باشد . ( درحالىكه علت تحقق دارد . علامه طباطبائى « 1 » در جاى ديگر چنين بيانى دارند : اما وجوب وجود معلول ، نزد وجود علت تامهاش به اين دليل است كه اگر وجود معلول در موقع وجود علت تامهاش ، واجب نباشد ، پس عدم معلول ، جايز است .
و اگر عدم معلول با وجود علت تامه فرض شود ، پس يا علت عدم معلول كه آن عدم علت است ، تحقق دارد ؛ درحالىكه علت وجود معلول ، موجود است كه اين اجتماع تناقض است كه - اجتماع تناقض - عبارت از علت وجود و عدم علت وجود است و اگر علت عدم معلول ، تحقق نداشته باشد ، پس عدم معلول ، بدون علت ، تحقق دارد ، كه اين محال است ) .
و وقتى معلول موجود باشد ، واجب است علتش هم وجود داشته باشد و الا عدم
هامش
( 1 ) . همان ، فصل 3 .