و بر وجود آندو ( نفس و عقل ) براهين زياد ديگرى وجود دارد كه اشاره به بعضى از آنها ( در مرحله يازده ) خواهد آمد .
در جوهر ، تضاد وجود ندارد
خاتمة : من خواص الجوهر : . . . الضّدان ، و لا موضوع للجوهر .
خاتمهء ( بحث ) از خواص جوهر ، اين است كه تضادى در آن وجود ندارد ، زيرا شرط تضاد ، تحقق موضوعى است كه دو ضد ، به نوبت ، آن موضوع را ( فرا ) بگيرند و عارض بر آن بشوند و براى جوهر موضوع وجود ندارد . ( جوهر در موضوعى عارض نمىشود ؛ يعنى وجودش مستقل است و در تعريف تضاد گفتهاند : « امران وجوديان ، متعاقبان على موضوع واحد ، غيرمتضائفين ، داخلان تحت جنس قريب ، بينهما غاية الخلاف « 1 » .
دو ضد ، دو امر وجودىاند كه بر يك موضوع وارد مىشوند و متضائفين هم نيستند كه تصور چيزى مثل سرازيرى باعث تصور چيز ديگرى مثل سربالايى شود و داخل تحت جنس قريباند كه ميان آندو ، غايت خلاف و اختلاف است » مانند سفيد و سياه كه هردو امر وجودىاند و وارد بر يك جسم مىشوند و آندو متضايف هم نيستند كه تصور هركدام ، سبب تصور ديگرى شود و داخل تحت يك جنس قريباند كه همان رنگ است و ميان آندو ، نهايت اختلاف وجود دارد . البته تضاد در جواهر هم هست مثل آب و آتش كه از بحث ما خارج است ) .
علم ، دليل تجرد نفس است و صورت نفس هم جوهر است و هم جوهر نيست
اگر ماهيت علم را از مقولهء كيف بدانيم بايد قيام و تكيه به نفس داشته باشد و با مجرد بودن علم تابع و متكى به نفس ، صحيح نيست نفس متبوع و مورد اتكا ، مادى
هامش
( 1 ) . همان ، مرحله 7 ، فصل 9 ، ص 151 .