تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
است و انسان كه جوهر است ، مقومش هم كه نفس است نيز جوهر است . انسان ، نوعى از حيوان و حيوان ، نوعى از جسم نامى و جسم نامى نوعى از جسم و جسم نوعى از جوهر است و وقتى حقيقت انسان كه همان نفس است ، پس نفس و صورت انسان هم جوهر است و اين منافات ندارد با اين‌كه گفته شود : ان الفصل غير مندرج تحت جنسه « 1 » ) .

اثبات عقل

و أما العقل ، فلمّا سيأتى : . . . اخر ، ستأتي الاشارة إلى بعضها . و اما عقل ، پس به دليل آن‌كه بعدا خواهد آمد كه نفس در مرتبه عقل هيولانى ، امر بالقوه ، نسبت به صور معقولهء خود ( يعنى امور كلى ) است . ( طبق نظر علامه طباطبائى ، انسان در ادراك كلى بايد يك نحو اتصالى با عالم عقل مفارق داشته باشد ؛ لذا محال است كليت را از عالم طبيعت به‌دست آورد . « 2 » ) ، پس آنچه به نفس ، فعليت در مورد صور معقوله را افاضه مىكند ، محال است كه خود نفس باشد ، چون آن بالقوه است . و هيچ امر مادى مفروضى هم نيست ( كه سبب فعليت نفس شود ، چه ناقص و فاقد و ضعيف ، محال است علت كامل و واجد و قوى بشود ) ، لذا مفيض آن ( صور معقوله ) ، جوهر مجرد و منزه از قوه و امكان ( استعدادى ) است كه آن ، همان عقل ( كلى و مفارق و به‌نظر مشائين عقل فعال است ) . و هم‌چنين ، گذشت كه مفيض فعليت براى انواع مادى ( صور جسميه و نوعيه ) به جعل و ايجاد ماده و صورت و حفظكردن ماده به‌وسيله صورت ( آن ) است كه آن عقل مجرد ( مفارق ) است ، پس مطلوب ( حاصل و ) ثابت است .
هامش
( 1 ) . بداية الحكمه ، مرحله پنجم ، آخر فصل پنجم . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 11 ، فصل 3 ، ص 244 .