تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
تبدل صور در جواهر مادى ، به كون و فساد و خلع و لبس و بطلان صورتى و حدوث صورت ديگرى نيست ، بلكه صور متبدّل ( از آغاز تا انجام ) به يك وجود سيّال موجودند كه جوهر مادى در آن ( وجود سيال ) حركت مىكند و هريك از اين صورت‌ها ، حدى از حدود اين حركت ( يگانهء ) جوهرى است . پس آن صور متبدّل ، متصل و واحد بالخصوص هستند ، ( زيرا اتصال همان تشخص است و چون صورت‌ها متصل مىباشند ، پس واحدند ) . اگر چه آن واحد بالخصوص داراى وحدت مبهمى هم در وجود است ، ( زيرا وجود واحد ، عين تغير و سيال است و اين بيانگر ابهام است ) با ابهام ذاتى ماده كه عبارت از قوهء محض است تناسب دارد . ( صورت در وجودش ابهام دارد و معلول كه ماده است در ذاتش چنين است ، لذا صورت قوىتر است ، و سنخيت ميان صورت و ماده هم برقرار است ) .

تركيب ماده و صورت ، اتحادى است

بعضى معتقدند ماده و صورت به هم ضميمه شده‌اند ؛ يعنى هريك از اجزاى مركب براى خود ، واقعيتى جدا از جزء ديگرى دارد و تنها به هم منضمّ گرديده‌اند ، مثل مصنوعات بشرى از قبيل اتومبيل ، خانه و . . . و تركيب اتحادى اين است كه دو جزء چنان در يكديگر ادغام شده‌اند كه از تركيب آن‌ها واقعيتى پديد مىآيد كه داراى آثار جديدى غير از آثار هريك از اجزاى مركب است ، مانند آب ، نفت و . . . . مقصود از اتحاد ماده و صورت ، تركيب يك امر لامتحصل ( ماده ) و يك امر متحصل ( صورت ) است و تنها اين تركيب واقعا اتحاد حقيقى دارد ، نظير تركيب ماهيت و وجود كه باز تركيب از لا متحصل و متحصل است و الا اتحاد معنا نداشت ، بلكه انضمام و تركيب اعتبارى بود .