واحد است قابل انقسام نمىباشد و از آن جهت كه قابل انقسام است ، ديگر واحد نيست ، بلكه دو تا 2 / 1 و يا چهار تا 4 / 1 است ) كه اگر به سه و دو تقسيم شود ، در آن دو قسم ، حد مشتركى يافت نمىشود و الا اگر حد مشترك ميان آنها يافت بشود و آن ( حد مشترك ) عددى از عدد پنج باشد ، پس عدد پنج ، چهار خواهد بود ، ( چرا كه يكى از قسمتها با قسمتى ديگر متصل مىشود و عدد ، چهار مىشود ) و اگر آن ( حد مشترك ) ، خارج از عدد پنج باشد ، عدد پنج ، شش مىشود ، كه ( هردو فرض ) ، خلف است ، ( چرا كه عدد مذكور ، نه چهار است و نه شش ، بلكه پنج است ، لذا كم منفصل ؛ يعنى عدد ، حد مشترك ندارد ) .
تعريف كمّ منفصل
الثاني ، اعني المنفصل ، هو . . . على حدة ، لأختلاف الخواصّ .
قسم دوم : كمّ ، يعنى كمّ منفصل ( قسم اول ، كم متصل است ) ، آن عددى است كه از تكرار واحد بهدست مىآيد ؛ اگر چه خود واحد ، به دليل عدم صدق حدّ كم ( منفصل ) بر آن ، عدد نيست .
و فلاسفه ، هرواحدى از مراتب عدد را ، بهسبب خواص مختلف آنها نوعى خاص ناميدهاند . ( يعنى دو ، سه و . . . هركدام يك نوع ويژه هستند ، چه هركدام جنس و فصل دارند ؛ مثلا پنج يك نوع عدد است و افراد مختلفى دارد ، مانند : پنج كتاب ، پنج گلابى ، پنج انار و مانند آن و در تعريف پنج مىتوان گفت : كم منفصلى است - جنس - كه از پنجتا يك تشكيل شده است - فصل - ) .
انقسام كم متصل به قارّ الذات و تقسيمات آن و غير قار الذات
و الأول ؛ أعنى المتصل . . . السطح المنقسمة فى جهة واحدة .
و قسم اول ؛ يعنى كم متصل به قارّ و ثابت و غير قارّ و متغير تقسيم مىشود و قارّ ،