فصل هشتم : نفس و عقل موجودند
دليل تجرد نفس و جوهر بودن آن
الفصل الثامن النفس و العقل موجودان أمّا النفس ، و هى الجوهر . . . الجوهر جوهر ، على ما تقدّم .
فصل هشتم : نفس و عقل موجود هستند . اما بحث نفس اينكه ، آن جوهرى است كه از جهت ذات ، مجرد از ماده و از جهت فعل ، متعلق به ماده است . ( ذات نفس ، غير مادى است ، ولى در عمل مثل ديدن ، و راه رفتن و . . . مادى است ، چه نياز به بدن دارد ) .
پس آن به دليل اينكه در نفوس انسانيت ، خاصيت علم را مىيابيم و در مرحله ( يازدهم ، فصل يك و فصل يازدهم در بحث ) عاقل و معقول خواهد آمد كه صورت علمى ، مجرد از ماده و موجود براى عالم و حاضر پيش اوست و اگر تجرد عالم ( از ماده ) ، به سبب تنزّه و پاكى آن ( عالم ) از قوه و خلوص او در فعليت ( و تماميت ) نبود ، معنايى براى حضور چيزى نزد او ( عالم ) وجود نداشت .
پس نفس انسانى ، عاقل و عالم نسبت به چيزى ، مجرد از ماده است ، ( زيرا ماده عين حجاب و عدم حضور براى خود و ديگران است ، براى اينكه علم مناسب با وجود جمعى و وحدت و بساطت است ، نه وجود متكثر و پراكنده و ماده ، كه داراى حركت است ، اجزايش از يكديگر غايب هستند . تا اينجا ثابت شد كه نفس ، يك موجود مجرد از ماده است .
اكنون بايد جوهريت آن نيز اثبات گردد ؛ لذا علامه طباطبائى در اين باب مىفرمايد : ) آن نفس ، جوهر ( و قائم به خودش ) است ، براى اينكه آن ( نفس ) ، صورت براى نوع جوهرى ( مثل انسان ) است و بنابر آنچه ( در فصل پنجم همين مرحله ) گذشت ، صورت جوهر ( چيزى ) ، خود جوهر است . ( نفس در خارج ، به شرط لا صورت است و در ذهن ، لا به شرط فصل و صورت مقوم نوع حقيقى انسان