تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
6 . نفس انسان دو جنبه دارد : از حيث تجرّد از ماده ، بالفعل و از حيث وابستگى آن به ماده ، بالقوه است . 7 . استعداد خاص ، مثل اين‌كه ؛ مثلا جسم سنگ مرمر بشود ، عرضى است كه وقتى مورد استعداد ( مستعد له ) تحقق يافت ، آن استعداد نابود مىشود ، ولى استعداد مطلق ، جوهرى است كه هرگز زايل نمىشود . 8 . چنان‌كه بيان شد ، تنها علتى كه مىتواند مبدأ استعداد و قابليت باشد ، همان ماده است كه در تعريف آن گفته‌اند : ماده ، جوهر و علتى است كه سبب مستعد له و فعليت مىشود كه اكنون استعداد آن فعليت و مستعد له وجود دارد . بنابراين ، تكيه‌گاه حيثيت قوه و استعداد در جسم ، ماده است ، نه صورت جسميه و چون اين قابليت و استعداد از سنخ عرض است ، به معروض و ماده جوهرى نياز است .

فصل پنجم : اثبات صور نوعيه

الفصل الخامس : في اثبات الصور . . . تسمّى « الصور النوعيّة » . فصل پنجم : در اثبات صور نوعيه است . اجسام موجود در خارج ، از جهت افعال و آثار ، اختلاف روشن و بديهى دارند . ( براى نمونه سخن اميل بوترو ، استاد دانشگاه پاريس ، در قرن نوزدهم در اين باب مناسب است كه مىگويد : هرچه در مراحل وجود بالا مىرويم ، مىبينيم كه احوال حركت بر احوال سكونى غلبه مىكند ، چنان‌كه جسم جمادى به طبع حركتش ، ضعيف است و تقريبا ساكن ، ولى گياه ، حركتش محسوس و حيوان ، بس پرحرك‌تر است و انسان از حيوان هم متحرك‌تر مىباشد « 1 » . البته وى تنها اختلاف كمّى و كيفى را توجيه‌كنندهء اختلاف آثار حياتى نمىداند ) و به‌ناچار براى اين افعال مبدأ جوهرى وجود دارد ، ( زيرا خواص و آثار از سنخ عرض هستند و عرض در وجود خود متكى به جوهر است .
هامش
( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 3 ، ص 251 .