آن ، بهسبب هيولاى آب است و به همين جهت صورت مثالى ، صورت مثالى ديگر را قبول نمىكند و عناصر مثالى ، فعل و انفعال نمىپذيرند ، لذا مواليد ، از آنها حاصل نمىشود . پس عالم ملكوت دار حصاد است ، نه دار زراعت « 1 » ) .
پس در جسم ، جوهرى وجود دارد كه عبارت از قوه و استعداد صور جسمانى ( و صور نوعيه و اعراض آنها ) است ؛ بهگونهاى كه آن قوه هيچ فعليتى ندارد جز اينكه فعليتش همان قوهء محض بودن آن است و اين قوه بودن ، نحوهء وجود ( و بيانگر هستى خاص ) آن است و جسميتى كه بهواسطهء آن ، فعليت تحقق پيدا مىكند ، صورت و قوام دهندهء آن ( ماده ) است ، لذا روشن شد كه جسم مولّف و مركب از ماده و صورت جسمى است و مجموعهء مركب از آندو ، جسم است .
هيولاى اولى و مادهء ثانوى چيست ؟
تتمة : فهذه هى المادة الشائعة فى . . . و تسمّى المادّة الثانية .
تتمه و باقىماندهء بحث : به اين ترتيب اين مادهاى كه در تمام موجودات جسمانى شايع است ، مادهء اولى و هيولا ناميده مىشود . ( ملاصدرا هيولا را امر عدمى يا سايه ياد كرده است ) . « 2 »
سپس آن ماده ، همراه با صورت جسمى ، مادهء قابل و پذيرا براى صور نوعى ملحق به جسم مىگردد . ( باز آن صورت نوعى ، ماده براى صورت نوعى ديگر مىشود و همينطور . . . ، پس هيولا ، مادهء صورت جسمى و هردو ، مادهء گياه و گياه ، مادهء حيوان و حيوان ، مادهء انسان يا اسب و يا . . . مىشوند . ) كه هريك ( از جسم و گياه و حيوان ) ، ماده ثانيه ( كه نسبت به مادهء اولى و هيولا ، ثانيه است ) به حساب مىآيد . ( ثانى در اصطلاح « مادهء ثانيه » ، « ما ليس به اول » است ) .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، بخش طبيعيات ، ص 214 .
( 2 ) . ر . ك : اسفار ، ج 5 ، ص 146 و مبدأ و معاد ، ص 265 .