قول چهارم است ، الا اينكه اجزا ، بىنهايتاند ( كه اين نظر به ابراهيم بن يسار بن هانى معروف به نظّام ، متكلم معتزلى ، متوفاى 231 ه . ق ، نسبت داده شده است . وى كتب فلسفى بسيار مطالعه مىكرد و عامل ورود انديشههاى فلسفى در كلام شد كه در اين خصوص ملا هادى سبزوارى « 1 » مىفرمايد :
مع انتهائها لدى الجمهور * اولا لدى النظام فى المشهور )
چرا دو قول چهارم و پنجم ابطال مىشود ؟
و يدفع القولين ، الرابع و . . . البراهين مذكورة فى المطولات .
و قول چهارم و پنجم ، دفع مىشوند به اينكه ادعا شده است كه اجزا ، لا يتجزى ( اتم يا جوهر فرد ) باشند كه اگر اجزا داراى حجم نباشند ، قطعا محال است كه از اجتماع آنها جسم با حجمى خاص بهوجود بيايد و اگر اجزا داراى حجم باشند ، لازمهء ضرورى آن اين است هرجزئى ( حداقل ) انقسام وهمى و عقلى داشته باشند ، اگر چه بهسبب نهايت كوچكى هريك از اجزا ، فرض شود كه انقسام خارجى وجود نداشته باشد .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، قسمت فلسفه .