تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
كه ماهيتى باشد كه وقتى يافت شود نياز به‌موضوع ندارد ) هرچند وجود لغيره نفس ناطقه ، همان وجود لنفسه و فى نفسه آن است . « 1 »

جوهر ، جنس است يا نحوهء وجود متكى به خود ؟

قبلا بيان شد كه مفهوم عرض ، جنس اعراض نه‌گانه نيست ، چرا كه عرض بيانگر نحوهء وجود لغيره است ؛ حال به‌نظر راقم اين سطور مىرسد كه جوهر هم نحوهء وجود لنفسه است . پس جوهر ، جنس انواع پنج‌گانه جوهرى نيست ، بلكه بيانگر نحوهء وجود خود آن‌هاست كه متكى و متقوم به نفس و ذات خويش است و اين نظر ، مورد تأييد بعضى از فلاسفه مثل اثير الدين ابهرى نيز است ( و الّا الاقلّون على أن حمله كحمل اللوازم الخارجة « 2 » ) . ولى علامه طباطبائى رحمه اللّه معتقد به جنس بودن جوهر است ، زيرا ماهيات عرضيه در وجود خارجى خود ، محتاج به موضوعى هستند كه موضوع مستغنى از اعراض است و اين مستلزم تحقق ماهيتى است كه در ذات خود بىنياز از آن‌ها و موضوع آن‌هاست و ويژگى موضوع بودن و بىنيازى از اعراض ، ذاتى و در جنس آن‌هاست و الا موضوع هم نياز به موضوع دارد و آن موضوع هم نياز به موضوع ديگر و همين‌طور . . . كه اين تسلسل و محال است و به‌نظر صاحب مقال ، اين‌گونه استدلال علامه مىشود دربارهء جوهر غيرماهوى هم باشد .

فصل سوم : جسم

آيا جسم در حقيقت متصل و واحد است يا نه ؟

الفصل الثالث : في الجسم . . . على خلاف ما عند الحسّ ؟ فصل سوم : در بيان ماهيت جسم ( و آرا و اقوال فلاسفه و متكلمين در اين باب
هامش
( 1 ) . همان ، مرحله 5 ، فصل 6 ، ص 83 - 84 . ( 2 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 246 .