اولى در نظر مشائين ، كه هم حقيقتش غيرمادى است و هم اينكه وقتى عقل دوم را خلق كرد احتياجى به جسم و ماده نداشت ، لذا در ظرف سرمد آن را ابداع كرد - رابطهء دو امر ثابت نسبت به هم در ظرف سرمد است و رابطه يك امر ثابت با امر متغير ديگر در ظرف دهر قرار دارد و رابطه دو امر متغير در ظرف زمان قرار مىگيرند - حتى عقل جزئى انسان ، هم ذاتش غيرمادى است و هم در استدلالكردن و تعريف اشيا و ادراك خود و كليات و . . . نيازى به ماده ندارد ، هرچند عقل جزئى جداى از نفس نيست ، بلكه جلوهء بارز نفس و لبّ آن است ) .
و نفس از نظر ذات و خودش ، جوهر مجرد از ماده است كه در مقام فعل و عمل وابسته به ماده ( يعنى بدن ) است . ( روح و نفس جزئى ما ذاتا مجرد است ، ولى در موقع ديدن ، چشيدن ، كاركردن و . . . نياز به بدن دارد . نفس بدون بدن حادث نمىشود ، اگر چه ممكن است پس از پيدايش ، تعلق از بدن قطع شود و بدون آن باقى بماند و همچنين است نفس كلى به اعتقاد مشائين ) و ماده عبارت از جوهرى است كه حامل و دربردارندهء قوه و استعداد است ( كه هم ذاتا و هم فعلا مادى است ) و صورت جسميه ، آن جوهرى است كه فعليت ماده را از جهت امتدادهاى سهگانه ( طول ، عرض و عمق ) افاده مىكند ( پس در حقيقت ، صورت جسميه زيربناى طول ، عرض و عمق است .
به عبارت ديگر ، صورت ، جوهرى است كه باعث به فعليت درآمدن طول ، عرض و ارتفاع شده است ؛ مثلا معروض جسم مكعبى شكل ، صورت جسمى است و عارض آن صورت جسمى ، جسم تعليمى است و صورت نوعيه ، مثل ناطق و صاهل نيز از اقسام جوهر است و موجب تنوع اجسام مىباشد ) و جسم ، عبارت از جوهرى است كه در سه جهت ممتد است . ( به عبارت ديگر ، جسم ، ماده ، به علاوهء صورت است ) .
حكماى مشاء جوهر را به پنج قسم مذكور تقسيم كردهاند كه بهصورت نمودار ترسيم مىگردد :
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: رحمت الله شريفي نجف آبادى
ص٢٩٦