« چيست آن » گفته مىشود ؛ « و هو ما يقال فى جواب ماهو » ) ، عرض عام براى جميع مقولات ( دهگانه ) است و آن ( ماهيت ) ، جنس براى آن ( مقولات ) نيست ( و الا ده مقوله به يك مقوله تبديل مىشود ؛ به اين معنا كه اگر ماهيت ، جنس عالى بود ؛ يعنى بالاتر از آن جنسى نبود و جوهر و كم و كيف و . . . ، ده نوع ماهيت بودند ، نه مقولات عشر و اجناس عاليه ) .
مقولات نهگانهء عرضى
و المقولات التسع العرضيّة . . . و مستندهم فيه الاستقراء .
و مقولات نهگانه عرضى عبارتند از كم و كيف و أين و متى و وضع و جده ( يعنى ملك ) و اضافه و أن يفعل و أن ينفعل ( يعنى فعل و انفعال و تأثير و تأثر ) و اين ، همان مقولاتىاند كه مشائين ، از لحاظ تعداد دهگانه ، بر آن مىباشند ( و معتقدند مقولات ، ده قسم هستند ) كه مستند و دليل آنها در اين تعداد ، استقرا و كنجكاوى است ، ( نه برهان عقلى ؛ يعنى مشائين معتقدند : مقولات ده قسم هستند و اين تعداد با تحقيق بهدست آمده است ، نه اينكه عقل به آن تعداد دستيافته باشد ) .
بعضى از فلاسفه ، مقولات را چهار قسم و شيخ اشراق پنج قسم دانستهاند
و ذهب بعضهم إلى أنّها . . . و زاد على هذه الأربعة الحركة .
و بعضى از فلاسفه ( مثل عمر بن سهلان ساوى ، مؤلف كتاب البصائر النصيريه در منطق ) به اين گرايش پيدا كرده است كه آن مقولات ، چهار قسماند « 1 » ، او مقولات نسبيهء هفتگانهء اخيرى ( كه غير از كم و كيف هستند ) را يكى قرار داده است و شيخ اشراق به اين ميل يافته است كه آنها ( مقولات ) ، پنج قسماند « 2 » و به آن چهار قسم
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 4 .
( 2 ) . همان .