وجود جوهر و عرض ضرورى و بديهى است
و وجود القسمين فى الجملة . . . بوجوده من حيث لا يشعر .
و اجمالا : دو قسم وجود ( جوهر و عرض ) ، ضرورى و بديهى است . پس كسىكه وجود جوهر را انكار كند ، ( آن انكار ) ، جوهريت براى اعراض را لازم دارد . ( كسىكه بگويد جوهر وجود ندارد و فقط عرض تحقق دارد ، بايد بپذيرد كه جوهر وجود دارد ، چرا كه عرض آن است كه عارض موضوع و جوهر است ) ، لذا به وجودش من حيث لا يشعر اذعان پيدا كرده است .
مقولات نهگانه عرض و مفهوم عرض در اين خصوص
و الاعراض تسعة هى المقولات و الأجناس العالية . . . و ليس بجنس لها .
و اعراض نهگانه عبارت از مقولات و اجناس عاليهاند و مفهوم عرض ، ( مقوله نيست ، بلكه ) عرض عام براى آن ( مقولات ) است . ( اگر مفهوم عرض ، عرض عام مقولات عشر نباشد ، به اين ترتيب جنس آنهاست ، درنتيجه عرض ، جنس آنها مىشود و آنها به منزلهء نه نوع عرضى براى عرض جنسى مىشوند ، لذا مجموعهء مقولات منحصر در دو مقولهء جوهر و عرض مىشوند ، كه در رد آن گفته شده است : عروض ، عبارت از قيام وجود چيزى به چيز ديگر كه آنچيز ديگر ؛ يعنى موضوع از آن عرض در وجودش بىنياز است . بنابراين ، عرض عبارت از نحوهء وجود لغيره است . به عبارت ديگر ، وجود عرض فى نفسه ، عين وجودش براى غير خودش است .
پس وجود فى نفسه ، عرض ناعت و وصف براى منعوت و موصوف است .
بنابراين ، عرض يك نوع وجود است ، نه يك نوع ماهيت جنسى در كم و كيف و . . . ) و جنسى هم ما فوق آن ( مقولات ) وجود ندارد ، چنانكه مفهوم ماهيت ( آنچه در جواب