تميّز ، اضافى و تشخّص ، نفسى است
و من هنا يظهر أوّلا : أنّ . . . و إن تكرّر ؛ بخلاف التشخّص .
و از اينجا ظاهر مىشود كه اولا : تميّز ، صفت اضافى براى ماهيت است ، بر خلاف تشخّص ، كه نفسى و غيراضافى است .
و ثانيا : اينكه تميّز منافى با كليت نيست ، پس بدون شك انضمام كلىبهكلى ، موجب جزئيت و منتهى شدن به آن نيست ، بر خلاف تشخّص ( كه موجب جزئيت و منتهى شدن به آن مىشود ) ، اگر چه انضمام ، تكرار شود ، ( باز موجب جزئيت نمىشود ) ، بر خلاف تشخّص ( كه با كليت منافات دارد ، انسان سفيدپوست اخص از انسان و انسان سفيدپوست شيعه اخص از انسان سفيدپوست و انسان سفيدپوست شيعهء عالم اخص از انسان سفيدپوست شيعه و . . . است ، ولى باز كلى است نه جزئى ) .
انواع چهارگانه تميّز
ثم إنّ التميّز بين ماهيّتين : . . . القسم من الاختلاف و التمايز .
سپس ( بايد دانست ) كه تميّز ميان دو ماهيت يا بهسبب تمام ذات آندو است ، مانند اجناس عاليه بسيطه ( مثل كم و كيف و . . . به تمام ذات و كاملا از هم جدا هستند ) ، زيرا اگر ميان دو جنس عالى ، اشتراك ذاتى وجود داشته باشد ، جنسى براى آندو ، واقع در ما فوق آندو وجود دارد ( و درنتيجه حكمشان مثل اسب و آهوست كه اشتراك در جنس ؛ يعنى حيوان دارند كه ما فوق آن دواست ، درحالىكه مثل كم و كيف ) فرض شدهاند كه جنس عالى باشند و اين خلاف فرض است كه ( اشتراك جنس داشته باشند و ما فوق آنها جنسى باشد ) .
و يا اينكه تميّز دو ماهيت به بعض ذات آنهاست ( يعنى تميّز بهوسيله جزء ذات دو نوع باشد ) و آن وقتى است كه ميان آندو ، جنس مشتركى وجود داشته باشد ، پس