تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
صدر المتالهين از او تبعيت كرده است - اين است كه تشخص به وجود است ، زيرا انضمام كلىبه‌كلى ، مفيد براى جزئيت ( و تشخص ) نيست ، پس آنچه را اعراض مشخص و تشخّص‌دهنده ناميده‌اند ، از لوازم تشخص و امارات و نشانه‌هاى آن است ، ( نه ملاك تشخّص ، چون ملاك تشخص تنها به وجود است ) .

ملاك تشخّص به وجود است

در اين خصوص بايد به چند نكته اشاره كرد : 1 . همهء كسانى كه به اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود گرايش دارند ، قائل به جواز تشكيك در ماهيت نيستند ، حال سؤال اين‌جاست كه اگر علت و معلولى كه از يك نوع هستند و تشكيكى در بين آن‌ها وجود ندارد فرض شوند ؛ مثلا ماهيت آتشى علت پيدايش ماهيت آتش ديگر شد ، چگونه عليت و معلوليت ميان آن‌دو ماهيت برقرار است ، زيرا علت بر معلول تقدم ذاتى و رتبى دارد ؛ لذا بايد به اصالت وجود اعتقاد پيدا كرد ، تا وجود علت مقدم بر وجود معلول بشود . اما كسانى مثل شيخ اشراق كه در ماهيت ، تشكيك قائل‌اند ، نظرشان باطل است ، زيرا اگر در ماهيت ، اشديت و اضعفيت راه يابد ، در اين صورت چنانچه ما به الاختلاف در ماهيت اشدّ و قوىتر نباشد ، دراين صورت تفاوت اشدّ و اضعف به وجود است ، نه به ماهيت و اگر باشد ، در ماهيت تفاوت به‌وجود مىآيد . 2 . انضمام مفهوم كلى به مفهوم كلى ديگر ، هرچند مفهوم و مصداق را محدود مىكند ، باعث تشخص نمىشود . اين است كه گفته‌اند : « و إن ضمّ اليه ألف مخصّص . . . ؛ اگر چه به مفهوم ، هزار مخصّص و قيد اضافه بشود باز فرديت به‌وجود نمىآيد » . ملاصدرا در اين باب مىفرمايد : « فان كل وجود متشخّص بنفس ذاته و اذا قطع النظر عن نحو الوجود للشىء فالعقل لا يأبى عن تجويز الاشتراك فيه « 1 » » .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 10 .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 287 | رحمت الله شريفي نجف آبادى