آيا از انقلاب الهى ما چيزى بزرگتر در سطح جهانى وجود داشته و دارد ؟ جواب منفى است ، پس سببش هم بايد از همه بزرگتر باشد ، لذا به قول امام راحل ، شاه اين مملكت را امام زمان ( عج ) به اذن حضرت إله از ايران ويران به دورترين نقاط جهان چنان پرتاب كرد تا ديگر نتواند برگردد ، چنانكه برنگشت . اين است كه مولوى فرموده است كه علم نجوم ، طب ، اخلاق ، صنعت و . . . ريشه در وجود شريعت و انبيا دارد . « اين نجوم و طب وحى انبياست » .
4 . انسان قدرت دارد استنباط كند - اين كلمه بهمعناى به آب رسيدن چاهكن است و بقول الادباء : « نبط الماء ، اذا خرج من منبعه ، الاستنباط اصطلاحا استخراج المعانى من النصوص بفرط الذهن و قوة القريحة » . « 1 » اين لفظ يك مرتبه در قرآن استعمال شده است :
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
« 2 » و نيز قدرت دارد حركت عمقى ذهنى ، علاوه بر حركت عرضى عقلى از نوع تعميم و تجريد ، داشته باشد كه آنها هم مادى و حسى نيستند كه از جمله آنها اعتقاد به وجود مثل ابو على سينا و علم به وجود چين و ماچين و ايمان به وجود شعور باطن در انسان و به قول فرويد ضمير ناخودآگاه و بنابر سخن دقيق و عميق قرآنى كه انسان داراى ضمير سرى و سرىتر است
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
« 3 » و دانش به وجود حقيقى و واقعى خورشيد ، نه صورت كوچك ذهنى آن در اثر رؤيت حسى ، و اذعان به وجود ماده ، در وراى صور ، و حركت و زمان و مكان است و تصديق به وجود حضرت إله پيداكردن است كه از طريق نفوذ از ظاهر اين عالم طبيعت به باطن آن و به اصطلاح علمى از فنومن و پديده به نومن و اصل وجود آن مىباشد .
هامش
( 1 ) . على بن محمد الجرجانى ، التعريفات ، ص 10 .
( 2 ) . نساء ، آيه 83 .
( 3 ) . طه ، آيه 7 .