تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
مرتبه‌اى از آن ، امكان است و معناى وجوب ، اطلاق و شدت و غنا در هستى و معناى امكان ، فقر وجودى و عين ربط بودن است ، « 1 » لذا آن‌دو ، عارض بر دو مرتبه از هستى امكانى و واجب الوجودىاند . در نتيجهء بحث ، متوجه مىشويم نظر علامه طباطبائى در اوج نقطهء ترقى علمى قرار مىگيرد ، زيرا اولا : ابهام در گفتار او دربارهء معقولات اوليه و ثانويه نيست و ثانيا : مسائل در اين باب طبق اصالت ماهيت و وجود كاملا تفكيك شده است .

انواع معرفت بشرى

نبايد تصور كرد كه معرفت ، خلاصه و منحصر در حسيات است ، هرچند اگر دقت شود محسوسات هم صرف محسوسات نيست ، بلكه در آن‌ها هم نحوه‌اى از تجرد وجود دارد ، چنان‌كه ابو على سينا از دل و متن و بطن عالم طبيعت كليات غيرمادى را استخراج كرد ، « 2 » لذا محسوسات و وجدانيات و غرايز و تجربيات و قياس خفى و جلى و معقولات اوليه و ثانويه و الهامات و رؤياها و علوم لدنى و بينش‌هاى ناشى از تقوا و عرفان‌ها و نتايج برهان‌ها و وحىها و معرفت نفس و آگاهى از ضمير ناخودآگاه انسان و . . . از اقسام شناخت انسان به حساب مىآيند . طبق نظر پيروان حكمت متعاليه ، نظر افرادى مثل شيخ الرئيس كه در معقولات اوليه قائل به تعميم براساس تجريد بوده‌اند ، سطحى و سخيف است ، ولى انديشهء ملاصدرا - چنان‌كه بحث شد و نظر به اين‌كه معتقد به حركت عمقى و صعودى در شناخت است و اين‌كه خارج و حواس پنج‌گانه را از علل معدهء معرفت به‌حساب مىآورد ، عميق و باارزش است . اگر معقولات ثانيهء منطقى و فلسفى يك‌سرى از امور مستقل و صرفا ذهنى
هامش
( 1 ) . ر . ك : نهاية الحكمه ، مرحله 4 ، خاتمه ، ص 69 - 70 . ( 2 ) . اشارات و تنبيهات ، ابن سينا ، قسمت حكمت ، ج 3 ، نمط 5 .