تنها در ذهن تحقق دارد - تعقل شود و اما بنابر قسمت دوم اينگونه است كه مادامى تحليل عقلى تحقق نيافته است و در آغاز ، معروضى تعقل نگرديده است ، در مرحلهء دوم عارضى تعقل پيدا نكرده است « 1 » - پس اين معقول ثانى فلسفى است كه تا مانند امكان جسم در ذهن نيايد و جسم و امكان از هم جدا نشوند ، عروض امكان براى جسم تعقل نمىگردد و اين از قبيل قضيه حينيه است ، نه قضيه شرطيه كه در معقول ثانى منطقى مطرح است ؛ يعنى عقل آن امكان و جسم را حين ورود جسم ممكن به ذهن تجزيه و تجريد مىكند ، نه بهشرط اينكه جسم در ذهن باشد و الا معقول ثانى منطقى بود ، درحالىكه چنين نيست - .
تا نوبت به سيد صدر الدين محمد الحسينى دشتكى شيرازى ، معروف به سيد المدققين مىرسد كه بنابر قول عبد الرزاق لاهيجى ، او مثل خواجه نصير الدين طوسى تقريبا از همان تعريف قدما ؛ يعنى ابو على سينا پيروى كرده ، مىگويد :
معقولات ثانيه عوارض عقلى هستند كه خارج از ذهن ، چيزى در ازاى آنها نيست و مثالهايى كه مىزند عبارتند از كلى و جزئى و قضيه و شىء و ذات و علت و معلول و ممكن و . . . « 2 » . نهايت اينكه او مثل معقولات ثانيه منطقى را با معقولات ثانى فلسفى مخلوط كرده است ، مگر اينكه منظور او و خواجه از آن مثالها طبق دو اصطلاح عام و خاص باشد ، چنانكه بنابر قول ملا هادى سبزوارى ، فاضل قوشچى چون معقولات ثانيه را در اصطلاح عام و خاص در كلام خواجه طوسى نفهميده است ، آنها را مخلوط كرده است . « 3 »
و بر همين اساس شايد بتوان گفت : تنها محقق طوسى ميان معقولات ثانيه منطقى و فلسفى تفكيك كرده است ، زيرا وى فرموده است : « و الشيئية من المعقولات
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 39 - 40 .
( 2 ) . شوارق الالهام ، ج 1 ، ص 70 .
( 3 ) . شرح المنظومه ، قسمت فلسفه ، ص 40 .