خواجه نصير الدين طوسى معتقد است : وجوب و امكان در خارج مثل اوصاف ، زايد و عارض و ضميمه شده بر موصوفات خود نيستند . « 1 »
پس طبقنظر ايندو فيلسوف ، در عين حال كه امكان و وجوب مفهوما و مصداقا يكى نيستند ، غير از اشيا مىباشند و در عين حال ، زايد و عارض مثل صفت سفيدى بر جسم موصوف نيستند ، ضمن اينكه آندو عين اشيا هم نيستند .
علامه طباطبائى ، بهنحو ديگرى معقولات را تبيين كرده ، مىفرمايد : ادراكات حقيقى و كلى و ماهوى ، آنهايى هستند كه در ذهن و در خارج موجود باشند كه از آنها بهعنوان معقولات اوليه نام مىبرد و غير از آنها را ، مفاهيم اعتبارى مىداند كه يا در ذهناند و در خارج نيستند كه آنها ، همان معقولات ثانيه به اصطلاح منطق مىباشند ، مانند كليت و نوعيت و آنها كه در خارجاند و به ذهن نمىآيند و مفاهيم آنها در ذهن ، عنوان آنهاست كه در خارج هستند و آن مفاهيم ، معقولات ثانيه فلسفىاند و به اين سبب اعتبارى ناميده شدهاند كه اگر چه از مفاهيم ماهوى و حكايتگر از خارج - مثل حكايتگرى ماهيت از افراد خارجىاش - نيستند ، ولى يك نوع وصف حكايتگرى و واقعيتنمايى براى آنها اثبات و اعتبار و جعل كردهايم « 2 » - حتى براى معقولات ثانيه منطقى نيز بهنحوى واقعنمايى از خارج اعتبار مىشود ، زيرا آنها مستند به معقولات اوليه هستند و به عبارت ديگر ، آنها غيرمستقيم حاكى از خارجاند - .
معظمله در ادامه مىفرمايد :
برمبناى اصالت ماهيت ، تنها ماهيت است كه معروض يا موصوف امكان و وجوب و امتناع است ، ولى در اصالت وجود ، ماهيت از گردونهء بحث خارج مىشود و آندو ، وصف وجود خارجى مىشوند ، پس مرتبهاى از واقعيت ، وجوب است و
هامش
( 1 ) . كشف المراد ، ص 41 .
( 2 ) . ر . ك : اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 2 ، ص 59 .