تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ملا هادى سبزوارى ، حكيم و عارف ، طابق النعل بالنعل و طبق بيان ملاصدرا ، معقولات ثانى منطقى و فلسفى را تعريف مىكند - به همين لحاظ ، منظومه وى خلاصه اسفار است ، چنان‌كه اصول المعارف ، ملا محسن فيض كاشانى ، شاگرد ملاصدرا همان مسائل فلسفى استادش مىباشد - و مىفرمايد : اگر هردو اتصاف و عروض دو كلى در ذهن باشند ، معقول ثانى منطقى است ، مانند معرّفيت و ساير مسائل منطق ، مانند نوعيت و جنسيت و ذاتيت و عرضيت و قضيت و قياس و . . . ، پس عروض معرفيت براى حيوان ناطق درمورد تعريف انسان و اتصاف انسان به آن معرفيت در عقل مىباشند ، براى اين‌كه در خارج جزئى وجود دارد و جزئى معرّف نيست ، پس آنچه در خارج وجود دارد ، ذات حيوان ناطق ؛ يعنى كلى طبيعى است ، نه اين‌كه وصف معرفيت باشد . و دومين تعريف ، به رسم ، نه به حد ، اصطلاح فلسفى است كه اعم از معقول ثانى منطقى است . توضيح اين‌كه عارض سه قسم است : عارضى كه عروضش براى معروض و اتصاف معروض به آن عارض ، هردو ، در خارج‌اند ، مانند « آب گرم شد » كه آن‌را معقول در هردو اصطلاح منطقى و فلسفى گويند . و عارضى كه هم عروض عارض بر معروض و هم اتصاف معروض به عارض ، هردو ، در ذهن باشند ، مانند كليت - و اين معقول ثانى به اصطلاح منطق است - و عارضى كه عروضش بر معروض در عقل است ، ولى اتصاف معروض به عارض در خارج است ، مانند ابوت كه اگر چه شيئى منحاز و مستقل براى ابوت در خارج وجود ندارد ، لكن اتصاف ابّ به ابوت در خارج تحقق دارد كه اين هم معقول ثانى است ، با اين تفاوت كه معقول ثانى قسمت اولى كه قضايا به وسيله آن بسته مىشوند ، قضيه ذهنيه‌اند و معقول ثانى قسمت دوم كه قضايا به‌وسيله آن بسته مىشوند ، قضيه حقيقيه - كه مربوط به ماهيت مىباشند - هستند . و وجه و دليل تسميه ، بنابر قسمت اول ، ظاهر و روشن است ، زيرا وقتى عارضى تعقل شود به اين نحو است كه تعقل نمىشود مگر اين‌كه براى معقول ديگر ذهنى - كه
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 247 | رحمت الله شريفي نجف آبادى