موجده براى بنا نيست ، بلكه حركات دست او ، علل معده ( و شرايط ) براى حدوث اجتماع ميان اجزاى بناست . ( ملا هادى علل اعدادى را ، عليت اتفاقى و بختى تلقى مىكند ، لذا آن را علت حقيقى نمىداند ) « 1 » .
و اجتماع اجزا ، علت براى حدوث شكل ساختمان است ، سپس يبوست و خشكى ، سبب براى بقاى مدت معتنابه و مورد توجه و معينى است .
ملاصدرا رابطهء خدا با عالم را ، رابطهء بنّا و بنا نمىداند
ملاصدرا در اين خصوص مىفرمايد : نسبت ايجاد به تأليف و تركيبكننده ، مانند بنّا براى خانه و خياط براى لباس ، مغالطهاى است كه از عدم تفاوت ميان ما بالذات و ما بالعرض و فرضكردن چيزىكه علت نيست بهعنوان علت ناشى شده است . « 2 »
و ملا هادى هم در اين باب فرموده است : آنچه ذاتا از يك مركّب صادر مىشود ، حركت است و اما خصوص اقتران اجزاى مركب ، مانند آجر و سنگ و غيرهما و اختلاط به هيئت خاصى ، بالعرض و المجاز از قواى مؤلّف است و اين نحو از تأثير بالعرض ، بخت و اتفاق و تصادفى ناميده مىشود . « 3 »
اگر متكلمان رابطهء ايجاد نسبت به انوجاد را مثل رابطهء متكلم به كلمه و كلام مىدانستند بهتر بود ، نه مثل بنّا و بنا و خياط و لباس و كاتب و مكتوب . « 4 »
و ملاصدرا در باب رابطهء واجب الوجود با عالم مىفرمايد : بارىتعالى بزرگتر از اين است كه فعلش صرفا تأليف و تركيب باشد ؛ چنانكه متكلمان گمان كردهاند ؛ بلكه فعل او ، صنع و ابداع و انشاى وجود و تحقق است و ابداع و انشا ، تركيب و تأليف نيست ، بلكه تأسيس و اخراج از كتم عدم به عرصهء وجود است . . . لذا تمام موجودات
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . ص 220 - 221 .
( 3 ) . همان ، ص 221 ، پاورقى سبزوارى .
( 4 ) . همان .