اندازهء تحمل بقا و وسعت هويت آنهاست ، نيست و اما نقايص و قصورات ذاتى آنهاست ] « 1 » .
متكلمان ، نياز ممكن را تنها در حدوث زمانى مىدانند
و قد استدلّوا : على استغناء . . . بناه استغنى عنه فى بقائه .
و براى بىنيازى ممكن از علت ، در حال بقا ( و اينكه تنها نياز در حال حدوث زمانى است ، متكلمان ) بهوسيله مثالهاى عاميانهاى استدلال كردهاند ، مانند مثال بنا و بنّا ، آنجا كه بنا ( تنها ) در وجود ( و حدوثش ) به بنّا احتياج دارد ، مگر وقتى كه بنّا آن بنا را بنا كرد ، بنا از بنّا بىنياز مىشود .
متكلمان : اگر خدا نباشد ، ضررى به وجود عالم نمىرسد
ملا هادى در اقسام معلولات چنين مىفرمايد : بدانكه قسمى از معلولات ، آنهايى هستند كه علت حدوث آنها ، غير علت بقاى آنهاست ، مانند بنا كه علت حدوث آن ، بنّاست و علت بقاى آن يبوست و خشكى است و قسمى ديگر ، علت حدوث آنها همان علت بقاى آنهاست ، مانند قالب شكلدهنده به آب و عالم نسبت به واجب تعالى از قبيل قسم دوم است ، زيرا واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات است ؛ « 2 » يعنى او در فاعليت و هدايت هم واجب است .
حدوث زمانى ، مورد تأييد بسيارى از متكلمان و عوام مردم است . آنها معتقدند : در لحظهء وجود شىء بعد از عدم آن ، نياز به علت اثبات مىشود ، تا آنجا كه عدهاى « 3 » از آنها ابا ندارند كه بگويند : اگر واجب الوجود پس از ايجاد عالم
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 218 - 219 .
( 2 ) . همان ، ص 220 ، پاورقى سبزوارى .
( 3 ) . عبد الرزاق لاهيجى ، شوارق الالهام ، فصل 1 ، مسئلهء 36 و ابو على سينا ، شرح اشارات و تنبيهات ، نمط 5 .