نابود گردد ، ضررى به ممكنات عالم نمىرسد : « سبحانه و تعالى عما يقول الجهال علوّا كبيرا » .
قاضى عبد الجبار معتزلى ، متكلم قرن پنجم ، گفته است كه تمام افعال در احتياج به فاعل ، شريكاند و تنها ملاك احتياج ، حدوث زمانى است كه بهعنوان ملاك نيازمندى مشترك ميان آنها مطرح است ؛ به دليل اينكه نمىتوان ملاك نيازمندى فعل به فاعل را عدم دائمى و مستمر يا بقاى هستى هميشگى و مستمر دانست ، زيرا در شق اول ، عدم خودبهخود استمرار دارد و نياز به فاعل ندارد و در شق دوم ، فعلى كه موجود شده است و استمرار دارد ، از حيطهء قدرت فاعل خارج است ، لذا مطلب همان است كه گفته شد و آن اينكه ملاك احتياج ، حدوث زمانى است . « 1 »
ملاصدرا در اين زمينه آورده است : چهقدر سخافت زياد دارند كسانىكه معتقدند ، حاجت عالم به قيوم آسمانها و زمين و من فيهما و ما عليهما ، در حال حدوث است ، نه در حال بقا ، تا آنجا كه بعضى از اينان ، از روى جهل يا عناد ، تصريح كردهاند كه عدم بارىتعالى ، ضررى به وجود عالم نمىرساند ، چون حوادث با احداثش ايجاد شدهاند و اين غايت جهل و فساد در اعتقاد است . « 2 »
ملا هادى در تعليقهء خود در اين باب فرموده است : هركه چنين سخنى را گفته است بايد خاك در دهانش ريخت : « من تفوّه بأنه لو جاز على البارىتعالى العدم لما ضرّ وجود العالم فاحث التراب فى فيه » . « 3 »
متكلمان و قرار دادن علت معده به جاى علت موجده
و ردّ : بأنّ البنّاء ليس علّة . . . اليبوسة علّة لبقائه مدّة يعتدّ بها .
( علامه طباطبائى مىفرمايد : استدلال مذكور ) مردود است ؛ به دليل اينكه بنّا علت
هامش
( 1 ) . شرح الاصول الخمسه ، ص 342 .
( 2 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 220 .
( 3 ) . همان ، پاورقى سبزوارى .