نتيجهء فلسفى غيرتجربى استنتاج كرده است ؛ يعنى از مقدمات اخص نتيجه اعم گرفته است ، كه صحيح نيست .
فصل نهم : نياز معلول به علت در حدوث و بقا
دليل اوّل
الفصل التاسع : الممكن محتاج . . . مستفيض فى الحالين جميعا .
چون علت و ملاك حاجت معلول به علت ( ايجادى ) ، امكان ممكن است كه لازم ماهيت ممكن است و آن ملاك با آن ممكن ، در حال بقا محفوظ است ؛ چنانكه در حال حدوث با آن محفوظ است « 1 » . پس آن ممكن در حدوث و بقا بهعلت محتاج است و در تمام آن دو حال ، ( از علت ايجادى ) استفاضه مىكند و بهره مىگيرد .
دليل دوم
برهان آخر : إنّ وجود المعلول . . . بقاء واحد و الحاجة ملازمة .
وجود معلول - چنانكه كرارا به آن اشاره شده است و بيان و توضيح آن ( در مرحله هفتم ، فصل سوم ) خواهد آمد - وجود رابط و متعلق الذات به علت ( و داراى هويت تعلقى نسبت به سبب ) است و آن ، متقوم ، بهوسيله آن ( علت ) و غيرمستقل ، بدون آن ( علت ) ، است ( معلول بدون علت هيچ استقلالى ندارد ) ، لذا حال و حكمش در حاجت و نياز بهعلت از لحاظ حدوث و بقا يكسان است و حاجت ، ملازم ( بلكه ذاتى وجود معلول ) است .
ملاصدرا امكان فقرى را در حدوث و بقا و نيازمندى وجودى مىداند
ملاصدرا در اين زمينه مىفرمايد : [ چنانكه در امكان ماهوى ، حاجت ماهيات به
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 4 ، فصل 7 ، ص 65 .