خواهد آمد - اعتبار و ملاحظهء تحليلى عقلانى است كه به ماهيت ، از جهت اينكه خود ماهيت اخذ و نظر شده باشد ، ملحق مىشود . ( ذهن ، مثل ماهيت انسان را ملاحظه مىكند كه جز ماهيت انسان چيزى نيست ، بعد با تحليل عقلانى درمىيابد كه امكان عارضش مىشود كه ربطى به خارج ندارد . البته ماهيت انسان ، ماهيت انسان است به حمل اولى و ماهيت انسان ، داراى امكان ذاتى است ، به حمل شايع صناعى ) ، درحالىكه امكان استعدادى ، صفت وجودى و خارجى است كه به ماهيت موجود ملحق مىشود ، لذا امكان ذاتى به ماهيت انسان ، از جهت اينكه تنها ماهيت انسان ملاحظه شده است ( و نه هيچ چيز ديگر ) ، ملحق مىشود و امكان استعدادى ، ( مثلا ) به نطفهاى كه در مسير و جريان تكون و تحقق انسان واقع شده است ، ملحق مىشود .
و لذا امكان استعدادى قابل شدت و ضعف ( و تشكيك و قرب و بعد نسبت به فعليت « 1 » ) مىباشد ؛ پس امكان تحقق انسانيت در علقه ، از امكان تحقق انسانيت در نطفه ، قوىتر است ، بر خلاف امكان ذاتى كه شدت و ضعف در آن وجود ندارد و بنابراين ، همچنين امكان استعدادى ، از ممكن ( به امكان استعدادى ) زايل مىشود ، لذا استعداد بعد از تحقق بالفعل مستعد له ، نابود مىگردد ، بر خلاف امكان ذاتى كه آن ، لازمهء ماهيت است كه هرجا ماهيت تحقق يابد ، امكان هم با آن خواهد بود . ( براى نمونه جوجه استعداد مرغ شدن را دارد كه به محض مرغ شدن ، آن استعداد زايل مىگردد ، ولى لازمهء ماهيت مرغ ، امكان است ، چه موجود باشد و چه موجود نباشد ) .
و لذا همچنين بهوسيلهء امكان استعدادى و محل مادى آن ، ( البته ماده ) بهمعناى اعم ( نه ماده بهمعناى اخص ) - علامه طباطبائى در پاورقى متن بدايه مىفرمايد : ماده بهمعناى اعم ، شامل ماده بهمعناى اخص كه آن جوهر قابل صور منطبع در آن ماده است ، مثل ماده عناصر براى صور و متعلّق نفس ، مانند بدن براى نفس ناطقه و موضوع عرض ، مانند جسم براى مقادير و كيفيات مىشود - امكان استعدادى ، متعين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 47 .