است و امكان وقوعى در مصداقى اعم از ماده است . ( هم در ماديات مصداق دارد و هم در مجردات ، مانند امكان طول عمر بيشتر از سيصد سال و وجود معجزات .
يكى ديگر از اقسام امكان ، امكان اشرف است كه دليلى براى وجود مثل افلاطونى و عقول عرضيه و ارباب انواع است كه وقتى ممكن اخس و پستتر يافت شود ، واجب است ممكن اشرف هم قبل از آن يافت شده باشد . « 1 »
براى مثال ، وقتى انسان مادى و ناقص در اين عالم ناسوتى و ملكى موجود باشد بايد طبق قاعدهء امكان اشرف ، قبل از آن انسان اشرف و غيرمادى هم موجود باشد .
مشائيان عقول عرضيه را ابطال مىكنند و اشراقيون تأييد و بهصورت كلى ، آن هم با حك و اصلاحاتى ، مورد قبول متوغلين در حكمت متعاليه است ؛ به اين معنا كه چون علت تامه وجود داشته باشد معلول هم وجود دارد و چون معلول وجود دارد علت تامه هم بايد وجود داشته باشد ) .
فصل هفتم : امكان ، اعتبار عقلى و لازم ماهيت
امكان ، اعتبار عقلى است
الفصل السابع : فى أن الامكان اعتبار . . . بوجوبين او امتناعين .
فصل هفتم : امكان ، اعتبار عقلى و لازمهء ماهيت است ؛ اما اينكه امكان ، اعتبار عقلى است ، براى اين است كه امكان به ماهيتى ملحق مىشود كه عقلا ( نه از لحاظ خارج ) و با قطعنظر از وجود و عدم ، اعتبار و ملاحظه مىشود و بدون شك ماهيتى كه اينچنين ( با قطعنظر از وجود و عدم ) باشد ، اعتبارى ( و داراى تحليل عقلانى ) است ، لذا قطعا آنچه به آن ( ماهيت ) ، به اين اعتبار ( با قطعنظر از وجود و عدم ) ملحق و عارض مىگردد ، همچنين ( اعتبارى ) است . ( ماهيت در تحليل ذهن از وجود و عدم جدا مىشود ، لذا ربطى به خارج ندارد و امكان هم به دليل آن خصوصيت ماهيت به آن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 58 .