دليل آن شبهه باطل است : يكى ، عقل انسان است كه قضاوت به محاليت تصادف در نظام عالم مىكند كه به تعداد معينى از مثل گلولهها بستگى ندارد ، زيرا عقل با مطالعاتى ، يك مرتبه و دفعتا پى به محاليت صدفه و تصادف مىبرد ، مانند خبر متواتر كه به تعداد ناقلان آن متكى نيست و ديگر بعضى از مسائل رياضى است كه اساس آن احتمال ذهنى است ، مانند حساب احتمالات كه با واقع انطباق ندارد ، چنانكه بيان شد . درهرحال عالم عين تابع احتمالات ذهنى نيست .
معناى الممكن ما لم يجب لم يوجد
فتحصّل : أن الترجيح إنّما هو . . . الممكن - ما لم يجب لم يوجد .
( از آنچه گذشت ، بطلان سخن مير سيد شريف جرجانى ، متكلم و حكيم و اديب شيعى قرن نهم روشن مىشود كه گفته است : تحقق معلول بهواسطه اولويت وجود ، محال نيست و هرگز آن بهسان تحقق يافتن يكى از دو طرف مساوى و به طريق اولى مانند طرف مرجوح نمىباشد ، ضمن اينكه وى اولويت را نادرست مىداند « 1 » ) ، پس ما حصل اين شد كه ترجيح در وجود ، تنها به ايجاب علت براى وجود معلول است ، به گونهاى كه براى معلول ، وجود ، متعين ( و يك طرفه ) گردد و براى آن ، عدم محال شود يا ترجيح به ايجاب علت براى عدم معلول است ( بهگونهاى كه وجود براى آن محال گردد ) پس شىء ؛ يعنى ممكن تا واجب نگردد موجود نمىگردد ( و تا ممتنع نگردد معدوم نمىشود ) .
ممكن الوجود ، محاط به دو ضرورت سابق و لاحق
خاتمة : ما تقدّم من . . . بالضرورتين : السابقة ، و اللاحقة .
در خاتمه گفته مىشود : آنچه درمورد وجوب گذشت ، عبارت است از وجوبى كه
هامش
( 1 ) . شوارق الالهام ، ج 1 ، ص 93 .