تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
معرفى مىكنند ، درحالىكه آن‌ها نمىدانند مفهوم عليت و معلوليت و ضرورت ، ناشى و انتزاع از فعل و فيض و جود اوست و عدم اعتقاد به آن ، جبر واقعى و حقيقى است . به اين معنا كه مثلا وقتى شرايط نجات قومى به‌وجود آمد و خداوند تصميم قطعى گرفت كه آن‌ها را از هلاكت و فلاكت رها سازد ، باز قطعى نيست و احتمال دارد خلاف آن را انجام دهد كه اين ظلم است . به عبارت ديگر امر ، بر خود واجب تعالى مسلّم نيست و قدرت ندارد كه با قاطعيت به آن‌ها مدد برساند ، چون بناست آنچه را حتم شده انجام ندهد و الا جبر لازم مىآيد كه اين خلاف عدل و ضعف و جهل و جبر است . مثل معتقدان به اين نظريه ، مثل كسى است كه خواست ابروى شخصى را درست كند ، چشم او را هم كور كرد . ابو على سينا در نمط پنجم شرح اشارات و تنبيهات ، خداوند را فاعل و محدث و علة العلل مىداند ، چون آن‌ها را درمورد او يكى مىداند ؛ لذا آن‌ها را ، منافات با اختيار واجب الوجود نمىداند و الا بايد خداوند را اولوية الوجود ناميد ، نه واجب الوجود كه اين حكم ممكنات و از امور صرفا ذهنى است كه بيانش گذشت . بر همين پايهء بىمايه ، بعضى از متكلمان ، قدرت را به صحت فعل و ترك ( القدرة ما يصح معه الفعل و الترك ) تفسير كرده‌اند ، تا با اولويت و اين‌كه او فاعل بالقصد است و علة العلل نيست ، بلكه خالق و فاعل است ، سازگار باشد و اين در حالى است كه از آن تفسير بوى امكان به مشام عقل مىرسد كه درمورد خداوند جايز نيست ، ولى حكما قدرت را به « كون الفاعل بحيث إن شاء فعل و إن لم يشأ لم يفعل » كه هم درمورد انسان و هم درمورد حضرت حق صادق و صحيح است ، تلقى مىكنند و وجوب را از ناحيهء علة العلل و پس از اراده او مىدانند ، لذا جبر لازم نمىآيد ، نه اين‌كه آن را قبل از ارادهء او بدانند و تصميم او را محكوم به آن ، محسوب بدارند تا جبر لازم بيايد . بنابر نوشتار علامه ، وجوب ، ملحق به فعل و از ناحيهء
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 202 | رحمت الله شريفي نجف آبادى