تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و « شريك البارى معدوم است به امكان عام » كه مقابل آن ؛ يعنى « شريك البارى معدوم نيست » ضرورت ندارد و خود قضيه ؛ يعنى « شريك البارى ، معدوم است » ضرورت دارد و « انسان عالم است به امكان عام » كه مقابلش ؛ يعنى « انسان عالم نيست » ضرورت ندارد و خود قضيه ؛ يعنى « انسان عالم است » هم ضرورت ندارد كه اين همان امكان خاص است كه در اين‌جا معنا و مفهوم امكان خاص هم روشن مىشود . پس قضيه‌اى كه متصف به امكان خاص مىشود ، سلب ضرورت از دو طرف قضيه دارد ، مانند « انسان موجود است به امكان خاص » كه نه قضيه « انسان موجود است » ضرورت دارد و نه قضيه « انسان موجود نيست » ضرورت دارد و امكان عام درمورد حضرت إله صادق است ، ولى امكان خاص درمورد او صادق نيست .

تفاوت واجب الوجود و مجردات و ماديات

ملاصدرا در عبارتى كوتاه و گويا تفاوت واجب الوجود و مجردات و ماديات را بيان كرده ، مىفرمايد : مقصود از اين‌كه در واجب الوجود ، جهت امكانى وجود ندارد اين است كه هركمالى كه به نحو امكان عام براى او ممكن باشد ، براى او واجب و ضرورى است ( كه اين حكم اختصاص به واجب الوجود دارد ) و از فروع اين ويژگى ، اين است كه او حالت منتظره ندارد . ( عدم حالت منتظره ، شامل واجب الوجود و مجردات ، مثل عقول مىشود ؛ يعنى آن‌ها امكان هرصفتى را داشته باشند بايد آن صفات براى آن‌ها بالفعل موجود باشند ، چه تدريج و استعداد در آن‌ها وجود ندارد . به اين ترتيب مىتوان گفت : واجب الوجود ، حالت منتظره ندارد و به‌طور كلى يكى از موجوداتى كه حالت منتظره ندارد ، واجب الوجود است و ديگر ، عقول است . ) پس آن حكم اولى ، اصلى است كه حكم دومى بر آن مترتب مىشود و آن‌دو عين هم نيستند ؛ چنان‌كه عده زيادى از حكما بر اين باورند . ( براى مثال اثير الدين